مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٢

متفكران اسلامى، فطرت را پايه و اساس روان‌شناسى اسلامى دانسته‌اند. آنها فرق انديشه‌هاى روان‌شناسى غرب با روان‌شناسى اسلامى را اعتقاد و عدم اعتقاد به فطرت مى‌دانند هر چند عدّه‌اى محدود در غرب بعضى از امور فطرى را پذيرفته‌اند، اما بسيارى از تجربه‌گرايان مخالف آن مى‌باشند. «١» عده‌اى معتقدند كه فطرت به اجزايى تقسيم مى‌شود و غرايز و عواطف را از اقسام آن مى‌دانند. بنابراين، غرايز را از امور فطرى تلقى مى‌كنند. شهيد مطهرى در رابطه با اين بحث مى‌گويد:
«... ما هيچ ابايى نداريم كه همه اين مسائل فطرى را كسى غريزه نيز بنامد. بحث سر ماهيت آن امر غريزى و آن امر فطرى است. حالا اسمش را مى‌خواهيد بگذاريد غريزه يا فطرت ... بحث سر اين است كه آيا (در) آنچه كه به نام انسانيت ناميده مى‌شود، (در) چيزهايى كه ملاك‌هاى انسانى شناخته مى‌شود، آيا آن ملاك‌ها اكتسابى است يا غير اكتسابى؟ آيا اينها از خارج بر انسان تحميل مى‌شود يا از ذات انسان مى‌جوشد؟ اينكه وقتى مى‌گوييم اين ملاك‌ها فطرى است يعنى از ذات انسان مى‌جوشد.» «٢» به هر صورت بايد در مورد غريزه، خاطرنشان سازيم كه چه غريزه را امرى فطرى بدانيم و چه مستقل از آن بشماريم، به آن امورى اطلاق مى‌شود كه غير اكتسابى و مشترك بين همه حيوانات مى‌باشد، در حالى كه فطرت به امورى كه غيراكتسابى و انسانى است، گفته مى‌شود.
انواع غرايز براى غريزه مصداق‌هايى ذكر شده است، مانند كنجكاوى، خودپسندى يا حبّ ذات، گرسنگى و تشنگى، غريزه جنسى، فرزندخواهى، برترى‌جويى و امثال آن. اگر دقت كنيم؛ مى‌بينيم هر يك از اين غرايز به‌گونه‌اى در جانداران قرار گرفته است كه بتوانند در مراحل مختلف حيات خويش، زيستى طبيعى داشته باشند. بعضى از اين غرايز از ابتداى تولّد مورد نياز است، مانند احساس تشنگى و گرسنگى كه نوزاد بدون اراده، به آن نياز