مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٩

واقعى و حقيقى است كه به آن عشق حقيقى گفته مى‌شود و هر چه فرد به معشوق خود نزديك شود اشتياق و علاقه شديدترى نسبت به او پيدا مى‌كند. عشق عارفان حقيقى به خدا از اين نمونه است.
پرستش به دنبال عشق، ظهور مى‌كند و هر عاشقى نسبت به معشوق خود با ديده تقديس مى‌نگرد و اطاعت و خضوع محضى نسبت به او و خواسته‌هايش دارد، حتى در عشق مجازى چنين است و عاشق در همه چيز، معشوق خود را مى‌بيند و چيزى غير از او مشاهده نمى‌كند و حتى با نام او خود را تسلّى مى‌دهد. «١» خداجويى به معناى دنبال كمال و جمال مطلق گشتن و خداشناسى به‌عنوان شناخت مرتكز در وجود انسان نسبت به چنين موجودى، و همچنين خداپرستى به معناى ميل و عشق به كمال و جمال مطلق يكى از مصاديق بارز گرايش‌هاى فطرى است.
استاد شهيد مرتضى مطهرى (ره) پس از اشاره به آيه مربوط به جانشينى انسان از خدا و استفسار ملائكه در اين باره، به قسمت اخير آيه يعنى «انّى‌ اعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» «٢» اشاره كرده و با تفسير آن به فطرت و ابعاد آن مى‌فرمايد:
تعبير قرآن عجيب است! خداى انسان به معترضين به سرشت انسان، آن روز اين گونه جواب داد: شما نمى‌فهميد، انسان را نشناخته‌ايد، فقط من مى‌دانم كه چه مى‌آفرينم، شما يك طرف سكه را خوانده‌ايد، طرف ديگر سكه را نخوانده‌ايد، شما گرايش‌هاى حيوانى و طبيعى انسان را ديده‌ايد ولى گرايش‌هاى معنوى و الهى و انسانى او را نديده‌ايد، فطرت انسانى را نديده‌ايد، من در انسان فطرتى قرار دادم كه به موجب آن به حسب طبع و ميل خودش، فارغ از هرگونه ايدئولوژى، اين اقتضاء يعنى گرايش به تعالى در ذات و سرشت او است. ايدئولوژى‌اى كه من براى انسان مى‌آورم ايدئولوژى‌اى است كه يك ركنش براساس اين گرايش فطرى و طبيعى‌است.
من در سرشت اين انسان، ماده و بذر حق‌طلبى و حق‌جويى و حقيقت‌جويى و عدالت‌خواهى و آزادى‌خواهى و ... را گذاشته‌ام. همه‌اش كه خودخواهى، حيوانيت و منافع طبقاتى نيست،