مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٩٥
فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ «١» رو به جانب آيين پاك آور، آن فطرت خدايى كه مردم را بر آن آفريد. دگرگونى در آفرينشِ الهى نيست.
اين آيه گوياى آن است كه آفرينش انسان بهگونه خاصى بوده و ويژگىهاى منحصر به فردى در او نهاده شده است كه مىتواند با شكوفا سازى آن ويژگيها و استعدادها در پرتو تعليم و تربيت اسلامى به رشد و بالندگى برسد. به عنوان مثال، حقيقتخواهى يا كمال خواهى «٢» امرى نيست كه ضرورتهاى اجتماعى براى انسان به وجود آورده باشد، بلكه او حقيقت خواه آفريده شده است و اين حس در نهاد و سرشت او ريشه دارد، بهگونهاى كه مىتوان به واسطه آن، قوانينى كلى درباره همه انسانها و برنامههاى تربيتى كلى براى همه انسانها تنظيم كرد.
مسائل مربوط به فطرت در دو بخش قابل بررسى است. بخشى درباره شناختهاى فطرى است كه آيا همزمان با تولد انسان، شناختهاى مرتكز فطرى در وجود او هست يا نه؟ و بحث ديگر مربوط به گرايشهاى فطرى است كه انسان چه گرايشهايى را از ابتدا به همراه خود دارد؟ در اين قسمت به شرح اجمالى اين دو بُعد فطرت مىپردازيم و سپس تفصيل اين دو بحث را در مورد خداشناسى كه از اهم مصاديق امور فطرى است، بررسى خواهيم كرد.
شناختهاى فطرى درباره شناختهاى فطرى، نظرات متفاوتى ارائه شده است كه بعضى از آنها با نظر قرآن در اين باره، تفاوت فاحشى دارد. در اينجا به بعضى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- نظر افلاطون: وى معتقد است كه انسان قبل از تولّد، به همه امور، علم پيدا كرده است، زيرا روح قبل از تعلق به بدن در عالم ديگر (عالم مُثُل) بوده و در آنجا به همه