مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨١
بزرگى كه ماهىهاى خوشنقش و نگارى در آن شناورند، در كنار شما جاى گرفته است و ما اين همه موجودات را تصور مىكنيم، صورت حقيقى آنها در كجاى مغز ما جاى مىگيرد؟! با اينكه مجموع مغز و سلولهاى آن و سلسله اعصاب مربوط به آن بهمراتب از تصاوير درك شده كوچكتر است و اگر اين صورتها با همان ويژگىهاى خارجى و مادى در سلولهاى مغز جايگزين شده باشد، انطباق بزرگ در كوچك لازم مىآيد و اين محال است. پس آن صورت ادراكى كه به همان شكل درك مىشود، يك حقيقت مجردى (غير مادى) هم دارد كه در مغز مادى جاى نمىگيرد و آن را روح انسانى به واسطه مغز درك مىكند و او بايد مجرّد (غير مادى) باشد.
اشكال: مغز ما تصاوير كوچكى مانند تصويرهاى ميكروفيلم مىگيرد و سپس بهوسيله فعل و انفعالات شيميايى، آنها را بزرگ مىكند و نيازى به روح و تجرد آن نيست.
پاسخ: ما فعل و ان مباحث تكميلى عقايد ٨٧ ابزار شناخت ص : ٨٦ فعالات مغز و وسيله بودن آن را هرگز منكر نيستيم، اما كلام در اين است كه بعد از اين فعل و انفعالات، آن صورت بزرگ چگونه تصوّر مىشود و در كجا جا گرفته و منعكس مىگردد؟ اگر بگوييم اين تصور در مغز انسان مىباشد، در اين صورت بايد تصويرى بزرگ در سلولهاى مغز جاى گيرد كه همان انطباق بزرگ بر كوچك مىباشد؛ يعنى صورت ادراكى در عين حال كه بزرگ است در جاى كوچك جاى گيرد و اين امر محال است. بنابراين بايد بگوييم: صورت ادراكى كه خصوصيت ماده را ندارد و امرى مجرد است، بهوسيله روح مجرّد درك شده است. «١» ٢- ظرفيت علمى انسان براى اثبات تجرد روح، به مسأله «ظرفيت علمى» انسان نيز استدلال شده است. به اين گونه كه انسان يك ظرفيت علمى نامحدودى دارد كه هر چقدر علوم جديدى را بياموزد باز استعداد يادگيرى بيشترى دارد. حال اگر اين فراگيرىها همه به اين معنا باشد كه معلومات پس از ورود به ذهن انسان، با اشغال سلولهاى مغز بر جاى خود مستقر