مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٨٠

فيلسوفان مادى و حكيمان و متكلمان الهى در اين باره ديدگاه‌هاى متفاوتى دارند: برخى از متكلمان معتقدند كه روح، جسم است، ولى نه مانند ديگر محسوسات، بلكه جسمى لطيف و نورانى است، موجودى زنده و متحرك است كه در جميع اجزاى بدن نفوذ دارد، همان‌گونه كه آب در برگ‌هاى گُل و روغن در دانه‌هاى زيتون راه دارد و به حركت درمى‌آيد و اين روح است كه به جسم و بدن حيات و حركت مى‌بخشد و پس از فساد بدن به عالم ارواح قدم مى‌گذارد. «١» اين قول را فخر رازى نيكو شمرده و آن را قوى و موافق با كتاب‌هاى آسمانى دانسته است. «٢» گروه ديگرى به نام ماديگراها به جسمانى بودن روح معتقد هستند و بر اين نظريه خود پافشارى مى‌كنند. آنان درباره حقيقت روح مى‌گويند: «غرض از روح خواصّ معين از تشكّل مخصوص ماده است ... اگر اجزاى ماده رابطه زمانى و مكانى مخصوص نسبت به هم پيدا كنند، صاحب روح مى‌شوند و روح عبارت از همان رابطه اجزاء مادّه صاحب روح است.» «٣» در برابر دو گروه نامبرده، فيلسوفان الهى و جمعى از متكلمان، به «تجرّد روح» (غير مادّى بودن روح) معتقدند. اين گروه براى اثبات مدعاى خود به دلايل عقلى تمسك جسته‌اند كه به برخى از آنها اشاره مى‌كنيم.
١- تجرّد ادراك‌ ما مى‌دانيم كه در امور مادى اگر بخواهيم چيزى را ظرف چيز ديگر قرار دهيم، لازم است ظرف از مظروف خود بزرگ‌تر يا مساوى آن باشد تا بتواند مظروف را در خود جاى دهد؛ زيرا هرگز نمى‌توان شى‌ء بزرگ‌تر را در شى‌ء كوچك‌تر جاى داد. فرض كنيد كه در مقابل منظره زيبايى ايستاده‌ايد، درختان سر به فلك كشيده و گل‌هاى رنگارنگ چشم شما را خيره كرده، صفحه آسمان نيلگون، زيبايى ديگرى به محيط بخشيده و استخر