مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٧٦
درس نهم: ابعاد وجودى انسان هدف: فراگير در پايان اين درس:
١- بروجرد حقيقتى به نام روح در انسان بيش از پيش آگاه مىشود.
٢- تجرد روح از ماده را بيش از پيش مىيابد.
٣- بر ارتباط تنگاتنگ روح با جسم پى مىبرد.
٤- نيز اين كه جسم در تسخير روح و تحت امر او و روح و نفس مدبّر جسم است، آگاه مىشود.
حقيقتى به نام روح مباحث تكميلى عقايد ٨١ ١ - تجرد ادراك ص : ٨٠ ما در تمام عمر، از خود با كلمه «من» تعبير مىكنيم. با اينكه تغييرات و دگرگونىهايى در اثر گذشت عمر براى بدن ما پيش مىآيد، ليكن آن چيز كه حقيقت وجود ما به او است، هيچ كاستى و افزايشى پيدا نمىكند؛ بهطور مثال اگر انسان بر اثر كمبود مواد غذايى، بيمارى، پركارى، پيرى، سرما يا گرما ناتوان و لاغر شود، اين كاهش و ضعف تنها در بدن او احساس مىشود، ولى از حقيقت انسانى او چيزى كاسته نخواهد شد و ما او را همان انسان قبلى مىدانيم. همچنين بر اثر رسيدگى كامل به وضع غذايى بدن، انسانيّت او رشد و قوّت پيدا نخواهد كرد. از اين رو، درمىيابيم كه آنچه حقيقت انسان به اوست، جز «روح» يا «نفس» چيز ديگرى نيست و آن موجود، غير از بدن است. حتى اگر جزئى از حسّاسترين عضو بدن انسان، يعنى مغز را بهوسيله عمل جرّاحى بردارند باز او را همان انسان قبلى مىدانيم و از حقيقت او چيزى كاسته نمىشود، اگر چه مقدارى از معلومات خود را به واسطه از بين رفتن ابزار از دست بدهد. در مورد ساير اعضاى بدن انسان نيز چنين است.