مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٧٢
امّا گروه ديگرى از دانشمندان به نظريه تكامل و «تطور انواع» متمايل شده و معتقد شدهاند كه انواع مختلف موجودات در سايه تكامل نوع نخستين بهوجود آمدهاند و در حقيقت ريشه همه انواع، يك نوع بوده كه در اثر تكامل به انواع مختلف تبديل شده است. بنابراين نظر، انسان نيز مستقيماً از خاك خلق نشده، بلكه تكامل يافته انواع پيش از خود است. مدعيان اين نظريه براى اثبات نظريه خود به چند مطلب استناد كردهاند. از جمله اينكه مىگويند مطالعه روى اسكلتهايى كه از ميليونها سال پيش بهدست آمده، نشان مىدهد كه موجودات زنده از صورتهاى ساده به صورتهاى پيچيدهتر و كاملترى تغيير شكل دادهاند. و يا اينكه مىگويند در مقايسه ميان موجودات، مشابهتهاى زيادى مىيابيم كه نشان مىدهد رابطه خويشاوندى نزديكى ميان گروههاى مختلف موجودات وجود دارد. همچنين مىگويند مطالعات جنينشناسى حاكى است كه حالت جنينى بسيارى از موجودات شباهتهايى با هم دارند و جنين بسيارى از موجودات در مراحل اوليه رشد آن چنان به يكديگر شبيه است كه تشخيص آنها مشكل است و همين امر مؤيّد آن است كه موجودات از اصل واحدى ريشه گرفتهاند. «١» نقد اين نظريه اينگونه نظريهها از حد فرضيه و گمان فراتر نرفته و دلايل ارائه شده تنها چنين ادعايى را به صورت يك فرضيه بيان مىكند و از اثبات وقوع خارجى آن عاجز است. «٢» خود مطرح كنندگان چنين نظريهاى نيز هيچ كدام بهطور قطع به آن حكم نكردهاند و مؤيّد ديگر اينكه هيچ كدام بهطور قطع نگفتهاند كه نسل قبلى انسان كه انسان از آن بهوجود آمده، چه حيوانى بوده است.
كتاب آسمانى قرآن نيز مؤيّد آن است كه انسان نوع مستقلى است؛ زيرا چنين بيان مىدارد كه نسل كنونى «٣» انسان به يك مرد و زن منتهى مىشود و مىتوان اين مطلب را از ضروريات قرآن بهشمار آورد. «٤»