مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٧٠
قرآن كريم در آيات هفتم و هشتم سوره سجده با اشاره به خلقت حضرت آدم (ع) و ديگر انسانها وجه جمع آنها را ذكر كرده است:
... وَ بَدَأَ خَلْقَ الْانْسانِ مِنْ طينٍ ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهينٍ و آفرينش انسان را از گِل آغاز كرد؛ سپس نسل او را از عصارهاى از آب ناچيز و بىقدر آفريد.
همچنين آيات دوازدهم تا چهاردهم سوره مؤمنو مباحث تكميلى عقايد ٧٦ حقيقتى به نام روح ص : ٧٦ ن كه در متن به آن اشاره شد، همينگونه يادآور شده كه خلقت ابتدايى انسان از گِل بوده امّا در ادامه آفرينش، نسل انسان به شكل نطفه در رحم قرار داده شده است.
در كنار آيات ياد شده، آيات ديگرى نيز به نكتهاى در خلقت اوليه انسان اشاره دارد، نكتهاى كه هم مىتواند در تحليل فلسفى خلقت انسان مورد توجه قرار گيرد و هم از جنبه اخلاقى توجه خاصى به انسان دهد و آن اين كه خداوند مىفرمايد انسان را خلق كرديم در حالى كه قبل از آن چيزى نبود. در آيهاى مىفرمايد:
اوَلا يَذْكُرُ الْانْسانُ انَّا خَلَقْناهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَمْ يَكُ شَيْئاً «١» آيا انسان به خاطر نمىآورد كه ما پيش از اين او را آفريديم در حالى كه چيزى نبود؟! و در آيه ديگرى مىفرمايد:
هَلْ اتى عَلَى الْانْسانِ حينٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ يَكُنْ شَيْئاً مَذْكُوراً «٢» آيا زمانى طولانى بر انسان گذشت كه چيز قابل ذكرى نبود؟! هر چند ابتدا ممكن است از آيه اول چنين به ذهن آيد كه خداوند انسان را خلق كرده بدون اينكه ماده اوليهاى در خلقت او بهكار گرفته باشد، امّا دقت در آيه دوم مىفهماند كه منظور آن است كه انسان به اين صورت انسانى و تركيبى از روح و جسم و اينكه موجودى قابل ذكر بوده باشد، وجود نداشته و خداوند همان خاك بىمقدار را به صورت انسانى