مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٥
غيرالهى در اين زمينه است و آن اينكه اين مكاتب در زمينه انسانشناسى دچار اشتباهات فاحشى شدهاند. برخى از ريشه، مطلب را اشتباه فهميده و انسان را نشناختهاند. برخى نيز تنها از زاويه خاصى به انسان نگريسته و به ابعاد ديگر وجود او توجه نكردهاند.
نگرش صحيح و شناخت همه جانبه از انسان تنها از عهده مكاتب الهى برمىآيد؛ زيرا مكاتب الهى از مبدئى نشأت گرفته كه خالق انسانها و مجموعه هستى است. به نيازهاى انسان و به روابط انسان با ساير موجودات هستى و طرز برآوردن نيازهاى او احاطه كامل دارد و به عبارت ديگر، تنها او است كه مخلوق خود را بهطور كامل مىشناسد و به همه ابعاد وجودى او آگاه است؛ از اين جهت هر چه در تبيين حقيقت انسان بگويد و يا هر حكمى در جهت كمال او صادر كند، بر طبق علم و آگاهى و عين حق و مطابق با واقع و نياز است. خلاصه آنكه براى انسانشناسى صحيح و دقيق بايد به مكاتب و اديان الهى رو آورد و در ميان اديان الهى نيز امروز تنها اسلام پاسخگوى اين نياز يعنى شناخت انسان است؛ زيرا از اديان ديگر، تنها اسمى مانده يا معارفى كه دست تحريف، آنها را از گرهگشايى محروم كرده است. علاوه بر آن، در بين مكاتب الهى، اسلام آخرين و كاملترين سخن را به ميان آورده است.
چرا كه انسان در اسلام ناب- چنان كه شرحش در درسهاى بعدى خواهد آمد- آن چنان كه هست و آن چه كه بايد بشود، مورد توجه قرار گرفته و از نگاه افراط و تفريطگونه به او، پرهيز شده است؛ به همين دليل، انسان در پرتو تعاليم آسمانى اسلام مىتواند به منزلت و جايگاه والا و حقيقى خود دست يابد و «خليفة الله» شود.