مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٤

گروهى ديگر از اين مدعيان، فلسفه ديگرى به نام اگزيستانسياليزم را براى بشر پى‌ريزى نمودند. اينان در شناخت خود از انسان، هر چند همانند ماديون، به اصالت ماده مى‌انديشند و جهان‌بينى مادى را برگزيده‌اند؛ امّا ارزش‌هاى انسانى را نيز به‌عنوان چيزى كه بتواند براى ب مباحث تكميلى عقايد ٧٠ وجه جمع ص : ٦٩ شر جاذبه داشته باشند و وسيله‌اى شود تا انسان را به‌سوى خودش بكشاند مطرح كرده‌اند. اينان در حقيقت انسان را اين گونه شناخته‌اند كه موجودى مادى است، ولى مى‌شود وجود ارزش‌هايى را براى او اعتبار كرد و همين ارزش‌هاى مجازى و اعتبارى را وسيله حركت و تكامل او قرار داد. «١» خلاصه آنكه در قرون اخير در غرب مكاتبى رشد و نمو كرده كه داعيه شناخت بشر را در سر مى‌پرورانند و اصول فكر و انديشه‌شان را براساس شناخت خود از انسان پى‌ريزى كرده‌اند اينان در سخنان خود دم از انسان‌گرايى و اومانيسم مى‌زنند. اومانيسم در لغت به‌معناى انسان‌محورى يا انسان‌سالارى است؛ يعنى در پهنه هستى‌شناسى و در غايت‌جويى‌هاى اخلاقى و ارزشى، انسان و هستى او را به‌عنوان وجودى مستقل و قائم به ذات مطرح كردن. در نگرش اومانيستى انسان جاى خدا را مى‌گيرد و همه غايت‌هاى اخلاقى و ارزشى به او برمى‌گردد. در اين ديدگاه برخلاف مكتب‌هاى الهى كه همه چيز بر محور خدا دور زده و خداوند حق مطلق بوده و هر چه خير و زيبايى است از او نشأت مى‌گيرد و به او برمى‌گردد، همه چيز در خدمت انسان بوده و زشتى و زيبايى افعال و امور بر طبق خواسته‌ها و تمايلات انسان شكل مى‌گيرد. قانون‌هاى الهى در اين مكاتب به قانون‌هاى بشرى با نگرش حسى و مادى تبديل شده است. اصل، نه در تقرب به خدا، كه در تسلط بر طبيعت است. انسانى كامل‌تر است كه قدرت او در تسلط بر طبيعت نافذتر باشد. در جهان سياست و قدرت نيز، انسان به دنبال انگيزه‌هاى الهى نيست، بلكه به دنبال كسب قدرت و زياد كردن حوزه تحت نفوذ خويش است.
مكاتب الهى و انسان‌شناسى‌ آنچه در اين بحث بايد مورد تأكيد قرار گيرد اشاره به اشكال اساسى همه مكاتب‌