مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦٢

و نيز فرمود:
الْمَعْرِفَةُ بِالنَّفْسِ أَنْفَعُ الْمَعْرِفَتَيْنِ. «١» شناختِ خود، (از بين دو معرفت،) معرفت پرسودتر است.
در ظاهر، اين دو معرفت، شناخت آيات آفاقى و انفسى مى‌باشد كه در آيه ٥٣ سوره فصّلت و آيه ٢١ سوره ذاريات به آن تصريح شده است و در اين رابطه روايت‌هاى زيادى موجود است، اما به همين مقدار بسنده مى‌كنيم. «٢» ب- ارتباط با راهنماشناسى: اعتقاد به اينكه در ميان انسان‌ها بايد افرادى باشند تا با عالم غيب تماس داشته و به مقام نبوّت و رسالت رسيده باشند، با شناخت انسان ارتباط دارد؛ زيرا هنگامى كه در وجود انسان دقّت كنيم، مى‌يابيم كه او موجودى با اختيار است كه به‌سوى كمال و سعادت مى‌رود و رسيدن به كمال واقعى جدا از پيمودن راه سعادت امكان ندارد، و شناخت دقيق راه سعادت جز از طريق ارتباط با عالم غيب ممكن نيست وگرنه در ميان متفكّران در اين مورد اختلافى نبود. پس به يك راه دقيق و مطمئن نياز است كه او را به سعادت حقيقى برساند و آن جز با گرفتن وحى از عالم غيب به‌واسطه انسانى شايسته امكان ندارد.
ج- ارتباط با معادشناسى: اگر انسان را داراى روحى بدانيم كه مى‌تواند بعد از نابودى بدن باقى بماند، مى‌توانيم معاد را كه برگشت روح به بدن است، براى رسيدن به جزا و پاداش اعمال نيك و بد و نيز رسيدن به كمال مطلق بپذيريم، ليكن اگر او را به جسم محدود كرديم كه بعد از مدتى نابود و فانى مى‌گردد، نمى‌توانيم معاد را اثبات كنيم. پس اثبات معاد با شناخت نفس و ابعاد وجودى او ارتباط دارد.
د- ارتباط با مسائل اخلاقى: شناخت صفات پسنديده و لايق انسان و اتّصاف او به آنها و در مقابل، شناسايى اخلاق نكوهيده و ناپسند، و تهذيب و پاك كردن نفس از آنها درصورتى امكان‌پذير است كه انسان را با همه ابعاد وجودى او بشناسيم. بر همين اساس‌