مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٦١

دوم: شناخت خداوند متعال به‌گونه مشاهده قلبى به اندازه ظرفيّت وجودى خود، يعنى اگر انسان در راه بندگى حقيقى و خالصانه خداوند قدم بردارد و با نفس خويش مجاهده كند و او را در تمامى امور به خشنودى خداوند متوجّه گرداند، كم كم پرده‌هايى كه بين او و خدا وجود دارد، برداشته مى‌شود، و به اندازه ظرفيّت وجودى خود، شناخت قلبى و حضورى به خداوند متعال پيدا مى‌كند. به اين شناخت «علم حضورى» گفته مى‌شود.
قرآن كريم در آياتى به اين راه، اشاره كرده كه از همه آنها مهم‌تر آيه شريفه «يا ايُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أنْفُسَكُمْ ...» «١» مى‌باشد.
علّامه طباطبايى (ره) در بيان آيه مزبور مى‌فرمايد: ترغيب خداوند مؤمنان را به ملازم بودن بر خويشتن كه همان حفظ كردن راه هدايت است، مى‌فهماند راهى كه لازم است انسان‌ها بپيمايند، راه خويشتن است كه ايشان را به خداوند و سعادت حقيقى مى‌رساند.
و نيز مى‌فرمايد: شناختن نفس بهترين شناخت‌هاست، زيرا اگر چه شناخت آيات آفاقى و انفسى هر دو ما را به شناخت خداوند و اسماء و صفاتش راهنمايى مى‌كنند و در نتيجه ما را به چنگ زدن به دين حق و اصلاح نفس و اتّصاف به فضايل اخلاقى، هدايت مى‌نمايند، لكن شناخت نفس و قواى روحى و بدنى و حالات گوناگون آن و شناخت ملكه‌هاى فاضله و رذيله و سعادت و شقاوت آن، جداى از شناخت مرض‌ها و دواهاى آن نيست، و با اين شناخت‌ها انسان به‌طور عادى مشغول اصلاح نفس و رسيدن به سعادت حقيقى مى‌شود و اين راه نزديك‌تر است، زيرا اين مقدّمات در خود انسان موجود است. «٢» از اين رو، حضرت علىّ (ع) فرمود:
مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ، عَرَفَ رَبَّهُ. «٣» كسى كه خود را بشناسد، خدا را شناخته است.