مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٦
٣- شناخت قلبى و شهودى از ديگر راههاى شناخت خداوند، شناخت قلبى و شهودى است. بهدليل فطرى بودن خداشناسى و خداپرستى در انسان، مرتبهاى از علم حضورى و شهودى قلبى به خداوند در تمامى افراد هست و به همين جهت در سايه عبادت، تقوا و صفاى قلبى به مرحلهاى مىرسند كه خداوند پردهها را از قلبهايشان كنار مىزند و حق را در سراسر هستى مىبينند و بلكه در عالم جز خدا نمىبينند. پيامبران و اولياى خاص خدا از اين دستهاند.
قرآن كريم مىفرمايد:
وَ كَذلِكَ نُرى ابْراهيمَ مَلَكُوتَ السَّمواتِ وَالْارْضِ وَ لِيَكُونَ مِنَ الْمُوقِنينَ «١» و چنين، ملكوت آسمانها و زمين [و حكومت مطلقه خداوند بر آنها] را به ابراهيم نمايانديم تا [به آن استدلال كند و] اهل يقين گردد.
خداوند اسرار قدرت و حاكميت خود بر سراسر هستى را به ابراهيم (ع) نماياند و با توجه به اينكه با چشم ظاهر و استدلال عقلى نمىتوان اين حقايق را مشاهده كرد، آشكار مىشود كه خداوند از طريق شهود درونى و كنار زدن پردهها، اين حقايق را به ابراهيم (ع) نمايانده است. در دعاى عرفه امام حسين (ع) آمده است:
انْتَ الَّذى اشْرَقْتَ الْانْوارَ فى قُلُوبِ اوْلِيائِكَ حَتَّى عَرَفُوكَ وَ وَحَّدُوكَ.
خدايا! تويى كه نورها را در دلهاى اوليايت تابانيدى تا آنكه تو را شناخته و يگانهات دانستهاند.
همچنين آمده است:
معبودا! فرمانم دادى تا در پديدههاى هستى بنگرم. اينك مرا در هالهاى از نور و بينايى بهسوى خود باز خوان تا از آنها روى گردانم و بهسوى تو روى آورم؛ چنانكه نخستين بار از راه آن پديدهها به وجود تو راه يافتم و ديگر نيازى به آنها نداشته باشم و همتم از تكيه بر آنها برداشته شود، كه همانا تو بر هر چيز توانايى. «٢»