مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ٤٤
٢- راه عقلى و فلسفى از آن جا كه راه اوّل خداشناسى از يكسو با مشاهده لطايف اعجابانگيز موجودات همراه است و جنبه حسّى دارد و از سوى ديگر نياز به اندكى تأمل و انديشه دارد، مىتوان گفت كه راهى شبه فلسفى است. امّا آنچه بهعنوان راه دوم مورد نظر است، شناختى است كه بهطور محض، عقلى و فلسفى است و با بهكار بردن برهان و ترتيب دادن مقدّمات و قياس منطقى همراه است. اين راه داراى شكلهاى مختلفى است كه از جمله آنها برهان امكان و وجوب، برهان حدوث، برهان حركت و برهان صديقين است.
بطور مثال در برهان صديقين، ذات پاك خداوند را مورد مطالعه قرار مىدهيم و از خود او به او مىرسيم. سپس از ذاتش به صفاتش و از صفاتش به افعالش استدلال مىكنيم؛ زيرا نور وجود اوست كه هستىها را ظاهر مىسازد و حيات مادى و معنوى و حركت و هدايت موجودات بهسوى كمال از او سرچشمه مىگيرد. از اين رو، اين راه خداشناسى، كه با توجه به ذات خداوند پى به هستىاش مىبريم، مرتبهاى بالاتر از معرفت از طريق آثار اوست؛ زيرا شناخت از راه آثار تا آنجا اعتبار دارد كه معرفت از طريق مؤثر فراهم نشده باشد. اگر كسى از راه وجود دود، به وجود آتش پى ببرد، معرفتش از راه اثر است.
امّا اگر خود آتش را ببيند، ديگر توجه به وجود دود ارزش شناختى ندارد. قرآن كريم مىفرمايد:
شَهِدَ اللَّهُ انَّهُ لا الهَ الَّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَ اولُوالْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا الهَ الَّا هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ «١» خداوند گواهى مىد مباحث تكميلى عقايد ٥١ ٣ - زدودن دلهره و اضطراب ص : ٥٠ هد كه معبودى جز او نيست و فرشتگان و صاحبان دانش، گواهى مىدهند؛ درحالى كه [خداوند در تمام عالم] برپاى دارنده عدل است؛ معبودى جز او نيست، كه هم توانا و هم حكيم است.
در اين آيه سخن از گواهى خداوند بر يگانگى خويش رفته و سپس گواهى فرشتگان و دانشمندان. مراد از گواهى فرشتگان و صاحبان علم و دانش، روشن است. امّا مراد از گواهى خداوند چيست؟ آيا گواهى «فعلى» يا «قولى» است يا هر دو؟