مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٤٤
عالمى كه مصون از زوال و محفوظ از پديده مرگ باشد، يعنى وجود قيامت كه در آن مرگ راه ندارد، ضرورى و قطعى است. «١» اكنون كه با توجه به مطالب فوق، ثابت گرديد كه انسان موجودى ابدى است كه در هر زمان، مرحلهاى از زندگانى خود را بهسوى كمال وجودىاش مىگذراند و هرگز بهسوى فنا پيش نمىرود، بايد توجه نمود كه براى شناخت صحيح و اصولى از شخصيت انسان هرگز نبايد دورانهاى زندگى يك انسان را دورانهاى مستقلى از هم فرض كرد كه پس از طى هر دوره، شخص به دوره بعد منتقل مىشود و گويا همانند شخصى است كه پس از انهدام خانه و اساس زندگىاش به خانه جديدى منتقل مىشود و زندگى تازهاى را بدون ارتباط با گذشته از سر مىگيرد، بلكه انسان يك شخصيت واحد است كه از ابتداى انعقاد نطفه، مسير تكامل را آغاز كرده و همه مراحل، او را بهسوى تكميل همان شخصيت واحد سوق مىدهند، البته اين تكميل شخصيت گاهى در جهت خير و صلاح اوست و گاهى در جهت شرّ و فساد او. با همين ديد بايد پيوستگى زندگى دنيا، برزخ و قيامت و منزلگاه نهايى هر انسان را مورد توجه قرار داد. زيرا شخصيتى كه در همين جهان براى او شكل مىگيرد، در جهانهاى بعدى بروز و ظهور كرده و تجلى مىيابد. بهعبارت ديگر شخصيّت آينده او وابسته به عملكرد گذشته اوست و براى مطالعه پيرامون موقعيت آينده او، بايد به گذشتهاش نگريست.
نقش ايمان و عمل در آينده انسان انسان از زمانى كه به مرحله تميز و تشخيص مىرسد و با انتخاب و اختيار خود به انجام اعمالى مبادرت مىكند، هر يك از اعمال او در شكل دهى به شخصيتش نقش دارند؛ برخى نقش مثبت و برخى نقش منفى. البته برآيند همه اين نقشها، شخصيت او را تشكيل مىدهند و از سويى هرگز نبايد نقش ايمان را ناديده گرفت، زيرا اولًا ايمان آوردن خود نوعى عمل است و ثانياً ايمان سبب مىشود كه شخص در انجام اعمالى سرعت گرفته و