مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٤٣

دوم اين‌كه انسان موجودى است كه قابليت‌ها و استعدادهاى بى‌نهايت در وجود او نهفته است؛ لازمه اين استعدادها خلود اوست. به‌عنوان نمونه، انسان داراى ظرفيت روحى و علمى سيرى ناپذيرى است كه هر چه فراگيرد باز هم استعداد فراگيرى دارد و از جمع‌آورى اطلاعات خسته نمى‌شود. و يا وجود آرزوهاى غيرمتناهى، نشانه ديگرى از وجود اين استعدادها در آدمى است. زيرا انسان چيزهايى را كه ندارد و بعد به آنها مى‌رسد او را قانع نكرده و به دنبال آن در آرزوى چيزهاى بيشترى است. دامنه اين طلب براى انسان هميشه باقى است. تفسير صحيح اين مطلب آن است كه انسان، طالب كمال مطلق است، كمال‌هاى جزئى نمى‌توانند او را اشباع كنند و به همين جهت پس از رسيدن به هر نعمت و يا جمال و كمال، طالب جمال و كمال بالاترى مى‌شود. همچنين انسان به زندگى جاويد اشتياق دارد. وجود اين اشتياق در آدمى نشان آن است كه او را حياتى ابدى در انتظار است. آيت‌الله جوادى آملى، همين مطلب را كه مورد استدلال مرحوم ملاصدرا در اسفار نيز قرار گرفته، «١» چنين شرح داده‌اند:
هر انسانى در نهاد خويش بطور وضوح مى‌يابد كه به حيات جاويد و زندگى دائم عشق مى‌ورزد و از هرگونه زوال و نابودى ر مباحث تكميلى عقايد ١٤٩ فهرست منابع‌ نج مى‌برد و از آن مى‌گريزد و هرگز از اصل زندگى و جاودانه بودن آن ملالى احساس نمى‌كند و ملالت‌هايى كه احياناً پيدا مى‌شود از اصل حيات نيست، بلكه از رويدادهاى ناگوارى است كه با گذشت آنها و تبديل به برخوردارى از پديده‌هاى ملائم، آن ملال‌ها هم برطرف خواهد شد. پس اصل اشتياق به زندگى جاويد محبوب نهانى و نهايى هر انسان است و چون در قلمرو تكوين و جهان حقيقت (نه پندار) هيچ چيزى باطل و بيهوده نيست بنابراين يك زندگى دائم و حيات مصون از مرگ در عالم وجود دارد كه اشتياق به آن در نهاد انسان‌ها آرميده و علاقه به آن، محبوب درونى و نهايى هر انسان خواهد بود؛ زيرا اگر يك چنين حياتى در جهان آفرينش نمى‌بود، اين اشتياق نهفته فراگير، كه هر انسانى در خويشتن آن را مى‌يابد، عاطل و بيهوده مى‌بود ... (و چون) زندگى جاويد و حيات مصون از مردن در دنيا ممكن نيست و هيچ فردى در اين عالم براى هميشه نمى‌ماند، بنابراين وجود