مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٨

بنابراين نظر، سرنوشت هر موجودى به دست موجود ديگرى است كه علت او بوده و به او ضرورت و حتميت داده است.
اعتقاد به قضا و قدر يا سرنوشت به اين معنا صحيح بوده و همه مذاهب الهى و غير الهى در اين موضوع هم عقيده‌اند، با اين تفاوت كه الهيون مجموع سلسله علل و معلول‌ها را فعل و مخلوق الهى مى‌دانند كه خداوند در عالم خلقت ايجاد كرده و مشيّتش بر انجام امور از اين طريق بوده است. علاوه آنكه همه حوادث، با توجه به همين سلسله علل در علم الهى ثبت شده است.
البته بايد اين نكته را مورد تأكيد قرار داد كه در سلسله علل، نقش اراده انسانى در انجام امور نيز بايد مورد دقت قرار گيرد و بايد توجه داشت كه يكى از مهمترين علل افعال، اراده انسانى است. به همين جهت با اينكه همه افعال انسانى از سويى به خداوند متعال منتسب است كه نظام علت و معلول را بر پا كرده است، امّا از سوى ديگر، به خود انسان منسوب بوده چون اراده او در همه افعال مؤثر است و از اين رو، او مسئول همه آنها خواهد بود.
با توجه به اين ديدگاه كه مورد تأييد و تأكيد منابع اسلامى است، مى‌توان تصوير صحيح از قضا و قدر در ذهن داشت و نه گرفتار اعتقاد به جبر شد و نه تعيين يا تغيير سرنوشت توسط انسان را منكر گرديد.
مسأله تغيير سرنوشت نيز با توجه به نگرش فوق به قضا و قدر قابل حل است، زيرا سرنوشت يعنى واقع شدن در سلسله علل و معلول، حال اگر انسانى با اراده خويش، جايگاه خود را در اين سلسله تغيير داد، مى‌تواند سرنوشت خويش را عوض نمايد، استاد شهيد، براى توضيح مطلب به اين مثال متمسّك شده‌اند كه اگر بيمارى كه دچار سرنوشت خاصى شده است، مبادرت به خوردن دوا بكند، سرنوشت خود را تغيير خواهد داد و اگر از خوردن دارو بپرهيزد سرنوشت ديگرى را براى خود رقم خواهد زد. همچنان كه اگر دو پزشك از اين بيمار عيادت كرده و دو نسخه مخالف يكديگر براى او پيچيده‌اند كه يكى شفا دهنده و ديگرى كشنده است، دو سرنوشت متفاوت در انتظار اين بيمار است كه هيچ كدام حتمى نيست و بيمار با انتخاب خود يكى را حتمى مى‌كند. «١»