مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٣٤
دعوت حياتبخش انبيا را اجابت مىكنند و با طوع و رغبت ايمان مىآورند و موانعى در راه ايمان آوردن آنها ظهور نمىكند و يا به حدى نيست كه انبيا و مصلحان را مجبور به استفاده از زور نمايد. دعوت بسيارى از پيامبران و مصلحان بدين صورت پيش رفته و مؤثر واقع شده است و تاريخ گواه بر اين مدعاست.
گاهى انسانها چنان در جهل و خودپرستى غوطهور شدهاند كه كوشش هدايتگران مؤثر واقع نمىشود و كسى دعوت آنان را اجابت نمىنمايد. در چنين صورتى نه هدايتگر وظيفه دارد كه آنها را بر تظاهر به ايمان وادارد و نه توان چنين كارى را دارد چون استفاده از قدرت فرع برداشتن قدرت است و هدايتگرى كه پيرو پيدا نكرده و خودش تنهاست چگونه مىتواند به تنهايى در مقابل يك جامعه جاهل معاند دست به شمشير ببرد. پس او را نه وظيفهاى است و نه توانى جز اينكه دست به دعا و تضرع بلند كند و قوم را نفرين نمايد؛ همان كارى كه پيامبرانى چون نوح (ع) انجام دادند.
و گاهى مستضعفان و محرومان و پابرهنگان جامعه كه فطرتشان زودتر شكوفا مىشود، پيام حياتبخش هدايتگران را به گوش دل مىشنوند و اجابت مىكنند و گرد وى جمع مىشوند ولى ظالمان و ستمگران مستكبر به مخالفت برمىخيزند. در چنين شرايطى است كه هدايتگر بايد با بررسى جوانب قضيه و تهيه امكانات لازم، خود و هوادارانش را براى قيام و دفاع آماده ساخته و براى دفاع از موجوديت خويش و رفع موانع هدايت دست به شمشير ببرد.
بنابراين، وظيفه پيامبران در آغاز فقط تبيين و تبليغ دين است و آنگاه كه هوادارانى يافتند و با چالشهايى نيز مواجه شدند، وظيفه دفاع و سپس رفع موانع را پيدا مىكنند. از اين رو، استفاده از قوّه قهريه، براى دفاع و رفع موانع دعوت بوده است. توسل به زور در دعوت ابتدايى- در صورت احساس ضرورت-، به واقع جنبه پيشگيرانه دارد و براى ايجاد زمينه براى مشتاقان به راه هدايت و رستگارى مىباشد؛ چرا كه خداى تعالى ايمان آگاهانه و آزادانه انسانها را خواهان است و چنين ايمانى با بيان و تبليغ حاصل مىشود و نيازى به روز و شمشير ندارد.