مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١١١
درباره اينكه حقيقت روح چيست، بايد گفت: همانطور كه در قرآن تصريح شده آگاهى بشر نسبت به آن بسيار ناچيز است، «١» ولى با توجه به آيههاى مربوط به روح، كه در آنها خداوند روح را منسوب به خود دانسته است، روشن مىشود كه اضافه روح به خدا بدين معنا نيست كه روح جزيى از خدا مىباشد، بلكه از نوع «اضافه تشريفى» است، و نشانگر اوج شرافت و قداست اين مخلوق است؛ يعنى در انسان يك عنصر بسيار شريف و ارزشمندى بهنام «روح» دميده شده و آن عنصر از چنان شرافت و قداستى برخوردار مىباشد كه سزاوار است روح خدا ناميده شود. مطلب مزبور خود گوياى اين واقعيت است كه گر چه انسان از نظر «مادى» از «خاك تيره» و يا از «آب بىمقدارى» بهوجود آمده ولى از نظر «معنوى و روحانى» حامل «روح الهى» مىباشد بهگونهاى كه انسانيت و اصالت او وابسته به آن است. به عبارت ديگر، همين روح دميده شده در آدم او را سزاوار تقديس و تكريم فرشتگان گردانيد.
مسجود فرشتگان انسان، برگزيده خدا در زمين، شايسته «خليفةاللهى»، برخوردار از مقام والاى علمى «علم اسماء»، متصف به شرافت ذاتى به نام «روح خدايى» است كه در بردارنده استعدادهاى لازم جهت رسيدن به بالاترين درجه تكامل و قرب الهى است. از اين رو سزاوار چنان تعظيم و تقديسى است كه خدايش به فرشتگان فرمان سجده و كرنش در برابرش داد و فرمود:
فَاذا سَوَّيْتُهُ وَ نَفَخْتُ فيهِ مِنْ رُوحى فَقَعُوا لَهُ ساجِدينَ فَسَجَدَ الْمَلائِكَةُ كُلُّهُمْ اجْمَعُونَ الَّا ابْليسَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ «٢» هنگامى كه آن را نظام بخشيدم و از روح خود در آن دميدم، براى او به سجده افتيد! در آن هنگام همه فرشتگان سجده كردند! جز ابليس كه تكبّر ورزيد و از كافران گرديد!