مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٩

تعليم داده‌اى، نمى‌دانيم؛ تو دانا و حكيمى.» فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) اين موجودات آگاه كن.» هنگامى كه آنان را آگاه كرد، خداوند فرمود: «آيا به شما نگفتم كه من، غيب آسمان‌ها و زمين را مى‌دانم؟! و نيز مى‌دانم آنچه را شما آشكار مى‌كنيد، و آنچه را پنهان مى‌داشتيد!» اين آيه از مهم‌ترين آيات قرآن مجيد در زمينه معرفى انسان و منزلت واقعى اوست.
داستان جانشينى خدا در زمين و سخنان فرشتگان در اين باره، مى‌تواند كليد فهم بسيارى از آيات واقع شود و همچنين مى‌تواند به بهترين وجهى هدف از خلقت انسان را بيان كند، به‌طورى كه ديگر آيات مربوط به هدف خلقت انسان نيز در راستاى آن تفسير شود كه بعداً به اين مطلب هم خواهيم پرداخت.
مسأله «جانشينى و خلافت» كه در اين آيه مطرح است، جانشينى انسان از خداوند است نه جانشينى از موجودات قبل از او كه احياناً بر روى زمين مى‌زيسته‌اند؛ زيرا پاسخ خداوند كه مسأله تعليم اسما را يادآور مى‌شود با جانشينى از گذشتگان ارتباطى ندارد، بلكه اهميت جانشينى از خدا را مى‌رساند.
معناى خ مباحث تكميلى عقايد ١١٤ حامل امانت الهى ص : ١١٣ لافت‌ خلافت به معناى نيابت از ديگرى است كه شخص به هنگام غيبت و يا موت و يا عجز منوب عنه به اداره امور از جانب او مى‌پردازد. «١» امّا از آنجا كه در مورد خداى سبحان، تصور اين امور ممكن نبوده و ذات حق از همه اين نقايص منزه و پاك است، منظور از خلافت، تفويض امور به انسان، يا رسيدن انسان به مقام الوهيت و يا حتى شركت با خداوند در امور نمى‌باشد، زيرا همه اين امور به حكم عقل و نقل مردود است و تصور ندارد، بلكه منظور از خلافت آن است كه انسان به مقام مظهريت حق برسد و بتواند صفات الهى را در وجود خويش جلوه‌گر ساخته و فعل حق به دست او جارى شود، به عبارتى او «يداللّه» شود كه امور الهى از مجراى وجود او جريان يابد، «عين اللّه» گردد كه با ديد الهى حقايق را ببيند و