مباحث تكميلى عقايد

مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠١

موجب اشتباه خواهد شد. فرق فطرت با طبيعت اين است كه طبيعت يا طبع در مورد بى‌جان‌ها و يا ويژگى‌هاى وجودى جانداران به كار برده مى‌شود، بطور مثال مى‌گوييم:
طبيعت آتش سوزاندن است، طبيعت آب رطوبت است و يا در مورد جانداران مى‌گوييم طبيعت شير، درندگى و طبيعت گوسفند، رام بودن است. در فلسفه قديم، لفظ طبيعت براى نشان دادن خاصيت اشياء و امتياز آنها از يكديگر، به كار برده مى‌شد از اين رو براى هر جسم يا جاندارى ويژگى‌هايى ذكر مى‌شد تا قابل شناخت باشد.
امّا غريزه از الفاظى است كه رابطه نزديكى با فطرت دارد و در كتاب‌هاى مختلف، تعبيرهاى متفاوت يا مشترك با فطرت پيدا كرده است. بعضى همچون شهيد مطهرى، معتقدند كه غريزه هنوز ماهيتش روشن نيست، يعنى هنوز كسى نتوانسته آن را درست توضيح دهد؛ همين قدر مى‌توان گفت: غريزه بيشتر در مورد حيوانات به‌كار مى‌رود و كمتر درباره انسان استفاده مى‌شود و گوياى ويژگى‌هاى درونى حيوانات مى‌باشد كه راهنماى زندگى آنهاست و به موجب اين حالت غير اكتسابى كه نيمه آگاهانه است، مى‌توانند مسير خويش را تشخيص دهند، مانند بسيارى از حيوانات كه بعد از تولد مى‌توانند كارهايى را انجام دهند كه بدون آموزش و يادگيرى براى بسيارى از ديگر موجودات امكان‌پذير نيست، مانند اردكى كه پس از تولد به‌راحتى شنا مى‌كند و يا دنبال مادرش به راه مى‌افتد. «١» بنابراين، غريزه آن حالت ريشه‌دار و ثابتى است كه به صورت نياز و خواسته در ضمير جانداران اعم از انسان و حيوان آشكار مى‌شود و نيازمند معلم نيست و موجود را به‌سوى هدف‌هاى خاص مى‌كشاند، مانند گرسنگى و تشنگى كه موجودات را به طرف بقا و حفظ جسم خود مى‌كشاند.
در اينجا بايد اشاره كرد كه فطرت و غريزه دو امر تكوينى غير اكتسابى است؛ با اين تفاوت كه فطرت از غريزه، آگاهانه‌تر و ويژه انسان مى‌باشد، اما غريزه در محدوده امور مادى و حيوانى كليه جانداران قرار دارد و ناظر به جنبه‌هايى است كه كمال انسان به آن مربوط نمى‌شود.