مباحث تكميلى عقايد - ابراهیم زاده، عبدالله؛ سبحانی، سعید - الصفحة ١٠٠
همهاش كه ظلم و زور نيست، موجودى است مركب از نور و ظلمتها و همين تركيبش از اين دو حقيقت، او را از هر موجودى بالاتر برده است، از شما فرشتگان گرفته تا مادون شما. «١» ٢- غرايز همانطور كه در درس پيشين اشاره شد، شناخت انسان و بيان جهتگيرىهاى او به اين بستگى دارد كه از تمامى اجزا و نيروهاى تشكيل دهنده جسم و نفس او آگاهى داشته باشيم و بسيارى از حقايق وجودى او هنگامى بر ما آشكار مىشود كه بدانيم خداوند براى حركت در راه كمال چه قابليتها و توانمندىهايى را در انسان به امانت گذاشته است. با اين شناخت، فلسفه بسيارى از انتظارها و اهداف دينى روشن مىشود و به آسانى مىتوانيم، هماهنگى و سازگارى دين با حيات بشرى را دريابيم.
وجود غرايز در كنار امور فطرى، گوياى چند بُعدى بودن انسان و بيانگر استعدادهايى است كه خداوند به منظور تكامل و هدايت به بشر داده است. قرآن كريم مىفرمايد:
قالَ رَبُّنَا أَلَّذى أَعْطى كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدى «٢» (موسى) گفت: پروردگار ما همان كسى است كه به هر موجودى، آنچه را لازمه آفرينش او بوده، داده؛ سپس هدايت كرده است.
علامه طباطبايى در ذيل اين آيه مىنويسد: اين هدايت، هدايتى است مربوط به تمامى موجودات يعنى هر موجودى را بهسوى كمال مخصوص به خودش هدايت كرده و او را براى حفظ وجود و بقاى نسلش به اعمال مخصوص به خودش سوق داده، چه آن موجود داراى شعور باشد و چه نباشد. «٣» فرق فطرت با طبيعت و غريزه هر يك از اين سه واژه، بر مفهومى دلالت مىكند كه اگر از يكديگر تميز داده نشوند،