تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٩٣
و گاهى موسى را مجنون و ديوانه معرفى مىكرد و گاهى نيز او را به زندان تهديد مىنمود. «١» معجزه موسى (ع)
حضرت موسى (ع) آيات و نشانههاى الهى را آشكار ساخت. ابتدا عصايش را به زمين انداخت. اژدهايى بزرگ نمايان شد. سپس دستش را از آستين بيرون آورد و نورى مانند نور خورشيد از آن ظاهر گرديد. فرعون كه ترس، تمام وجودش را احاطه كرده بود، موسى را به جادوگرى متهم كرد و به جادوگران خود گفت:
او مىخواهد با جادوى خود شما را از شهرتان خارج كند. «٢» اطرافيان از او خواستند كه از موسى مهلت بگيرد و تمام جادوگران را براى مبارزه با او جمع كند. فرعون، جادوگران را از شهرهاى مختلف فراخواند و به آنان وعده پاداش داد.
مردم را نيز براى شركت در مر تاريخ انبياء ٩٨ درخواست بتپرستى ص : ٩٧ اسم مبارزه جادوگران با موسى و هارون دعوت كرد. در روز معين كه همه اجتماع كردند، موسى از جادوگران خواست تا آنان شروع كنند. جادوگران هر چه در توان داشتند، با چوبها و طنابهاى خود به سحر و جادوگرى پرداختند و به عزت فرعون سوگند ياد كردند كه بر موسى غلبه خواهند كرد.
چون نوبت به موسى رسيد، آن حضرت عصا را به زمين افكند. ناگاه اژدهايى ظاهر شد و تمام بساط جادوگران را بلعيد. جادوگران تا آن روز چنين صحنهاى را نديده بودند. آنان خود اهل تشخيص بودند و سحر را از غير سحر تمييز مىدادند. با مشاهده اژدها دانستند كه كار موسى جادوگرى نيست و در حقيقت با آنچه آنان انجام مىدهند، تفاوت دارد. از آنجا كه معجزه «آيه الهى» است و هر انسان سليم النفسى با مشاهده آن پى به نبوت آورنده آن مىبرد، جادوگران با مشاهده معجزه موسى به سجده افتادند و به خداى جهانيان ايمان آوردند.
فرعون با مشاهده اين صحنه مبهوت شد و از شدت خشم و غضب آنان را عتاب كرد كه شما چگونه بدون اجازه من به خداى موسى ايمان آورديد؟ به زودى شما را مجازات خواهم كرد و دست و پايتان را مىبُرم و شما را به دار مىكشم. «٣» اثر ايمان راستين، كه در دل و جان جادوگران رسوخ كرده بود، در اينجا تجلّى يافت و در پاسخ فرعون گفتند: