تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣٥
خداوند به من وحى فرمود كه فروتن باشيد، تا كسى بر كسى فخر نفروشد و كسى به كسى تجاوز و زورگويى نكند. «١» و در فتح مكه فرمود:
خداى تبارك و تعالى به وسيله اسلام، نخوت جاهليت و نازش به پدران و خاندانهاى جاهلى را از شما زدود. اى مردم! شما از آدم هستيد و آدم از گل آفريده شد. بدانيد كه امروز بهترين شما نزد خداوند و گرامىترين شما در پيشگاه او پرهيزگارترين و فرمانبردارترين شما از اوست.
بدانيد كه عربيّت به پدرى نيست كه (شما را) به دنيا مىآورد. بلكه عربيت يك زبان است كه با آن سخن گفته مىشود. پس هر كس در كار و عمل كوتاهى كند، شرافت خانوادگىاش او را به خشنودى خدا نرساند. «٢» بنابراين، به سبب برابرى انسانها در خلقت، همگان نزد خداوند برابرند و بايد از توهّم بيجا درباره برترى گروه و نژادى بر ديگران دورى جست.
٥. اصل حمايت از محرومان و مستضعفان پيامبران براى هدايت همه انسانها برانگيخته شدندو تعاليم آنان مطابق فطرت انسانها بود.
از اين رو مردم محروم و مستضعف كه از فطرت و نهادى پاك برخوردار بودند و آمادگى بيشترى براى پذيرش حقايق داشتند، به پيامبران ايمان مىآورند. در مقابل، گروهى از مردم، كه گرفتار انحرافات شديد اخلاقى و اعتقادى بودند، نه تنها به پيامبران ايمان نمىآوردند، بلكه در برابر آنان مىايستادند. بر اين اساس پيامبران همواره سراغ توده مردم رفتهاند كه به طور معمول زمينه هدايتشان فراهم است. پيامبران، تنها حاميان واقعى اين دسته از مردم بودهاند و به هيچ قيمتى دست از حمايت آنان برنداشتهاند. مخالفان حضرت نوح علت مخالفت خود را با آن حضرت پيروى تودههاى مستضعف جامعه از وى قلمداد كرده، مىگفتند:
وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِيَ الرَّأْيِ. (هود: ٢٧)
كسانى را كه از تو پيروى كردهاند، جز گروهى اراذل سادهلوح مشاهده نمىكنيم.
يكى از سخنان مشركان مكه به پيامبر اسلام (ص) نيز اين بود كه اگر مىخواهى ما به تو