تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١١٧
از ديدگاه قرآن كريم، حضرت عيسى (ع)، بنده خدا، از پيامبران اولوا العزم الهى، روح الله، كلمة الله، امام و پيشوا، از شهداى اعمال، وجيه و آبرومند، مقرّب درگاه الهى، برگزيده، صالح، مبارك، پاكيزه، نشانهاى براى مردم، رحمتى از جانب خداوند و نيكوكار به مادر است. او در زمره كسانى است كه حق تعالى به وى، كتاب و حكمت آموخته و بر او درود فرستاده و انجيل را بدو مرحمت فرموده است. «١» عيسى (ع) خود را به عنوان بنده و رسول خدا معرفى مىكرد و آنچه مسيحيان درباره او قائل شدهاند، ارتباطى با تعاليم او ندارد. قرآن كريم از پرسش خداوند از حضرت عيسى (ع) هنگام روز قيامت درباره انحراف مسيحيان چنين خبر داده است:
هنگامى كه خداوند گفت: اى عيسى بن مريم! آيا تو به مردم گفتى، مرا و مادرم را به جاى خداوند، به خدايى اختيار كنيد؟ گفت: منزهى تو، هرگز بر من روا نيست كه چنين سخن ناحقى را بگويم، اگر من چنين سخنى را مىگفتم، تو آگاه بودى، تو آنچه را كه در نفس من است، مىدانى و من از اسرار تو آگاه نيستم. همانا تويى كه به همه اسرار عالم آگاهى. من جز آنچه تو به من امر كردى، نگفتم و آن اينكه، خداى يكتا را كه پروردگار شماست، بپرستيد و من تا زمانى كه در ميان آنان بودم، گواه اعمالشان بودم؛ ولى پس از آنكه مرا قبض روح كردى، تنها تو خود ناظر اعمال آنان بودى و تو بر هر چيز آگاهى. «٢» مسيحيان، برا تاريخ انبياء ١٢٢ حواريون و حمايت از عيسى(ع)
ص : ١٢٢ ى خدا فرزند در نظر گرفته، عيسى را پسر او پنداشتند و نيز او را از سنخ وجود خداوند تصوّر كردند و به تثليث معتقد شدند. «٣» جملاتى كه در انجيلهاى مسيحيان آمده، آنان را واداشته تا در عين اعتقاد به يگانگى خدا، عيسى را پسر او بدانند. با اين حال، در تفسير اين اعتقاد (تثليث) نظريات فراوانى ارائه نمودهاند كه شايد از هفتاد هم بگذرد. «٤» قرآن مجيد از دو راه به اعتقاد فاسد آنان پاسخ مىدهد: