تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣٢

خَاضِعِينَ. (شعراء: ٣- ٤)
شايد از اينكه [مشركان‌] ايمان نمى‌آورند، جان خود را تباه سازى. اگر بخواهيم، معجزه‌اى از آسمان بر آنان فرود مى‌آوريم، تا در برابر آن گردنهايشان خاضع گردد.
بنابراين، هيچ‌گونه تحميلى در راه و روش انبياء در دعوت به حق وجود نداشته و آنان فقط مبلّغان پيام الهى بوده‌اند و راه را به بشر نشان داده‌اند و اگر در تعاليم آنان ديده مى‌شود كه احكامى را با قدرت اجرا كرده‌اند و يا براى جلوگيرى از گسترش برخى منكرات به قوه قهريه متوسل شده‌اند، مربوط به مواردى است كه حقوق جامعه در معرض خطر بوده و عده‌اى از روى خودخواهى خواسته‌اند جامعه را به راهى ببرند كه خود مى‌پسنديده‌اند. در حقيقت، اين گروه خودخواه مانع آزادى ديگر افراد جامعه در پذيرش حق شده‌اند وپيامبران به مقابله با آنان برخاسته‌اند؛ همان‌گونه كه جنگهاى پيا تاريخ انبياء ٣٦ ٥. اصل حمايت از محرومان و مستضعفان ص : ٣٥ مبران و به ويژه جنگهاى پيامبر اسلام (ص) همگى براى برداشتن موانع دعوت به سوى حق بوده است وگرنه پيامبران نمى‌خواسته‌اند كه افراد به زور ايمان بياورند. افزون بر اينكه، ايمان امرى قلبى است و تحميل‌بردار نيست. در صورت تحميل ايمان و عقيده، افراد به نفاق رو مى‌آورند نه به ايمان حقيقى. ايمانى از نظر هدايتگران الهى ارزش دارد كه شخص با مطالعه و تحقيق و در كمال آزادى آن را بپذيرد و نقش پيامبران در اين گونه ايمان آوردن، بيان نكاتى است كه مورد غفلت افراد قرارگرفته وپس‌از تنبّه وتذكر انبياء، افراد، خود با اختيار به‌آن مى‌گروند وباور قلبى به آن پيدامى‌كنند.
٣. اصل تعقل و خردگرايى‌ پيامبران، راهنمايان بشر به سوى صلاح و فلاح بوده‌اند و از اين رو دعوت به تعقل و تفكر از اصول اوليه آنان بوده است. آنان در اجراى اين اصل، به دو كار اساسى پرداخته‌اند: اول اينكه دعوت به عقل و علم كرده‌اند و خود به هنگام تبليغ آيين خويش، به بيان براهين عقلى پرداخته‌اند. همچنين از مخاطبان خويش خواسته‌اند كه اگر مى‌خواهند دعوت آنان را نپذيرند، دلايل عقلى خود را مطرح كنند تا با برخورد افكا رو ادله آن، مشخص شود كه سخن چه كسى حق است و چه كسى بايد از افكار خود دست بردارد. دوم اينكه به مبارزه با مانع اصلى تعقل و خردگرايى، يعنى تقليد بى‌دليل از گذشتگان و بزرگان قوم مى‌پرداختند.
پيامبران در مسير امر اول، خود به محاجّه پرداخته و دليل عقلى بر اثبات مدعاى خود آورده‌اند. نمونه اين عمل، اقامه برهان حضرت موسى (ع) در برابر فرعون، «١» براهين عقلى‌