تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١٠١
جايگاهت دوزخ است. و نيز به خداى ساختگىات بنگر كه آن را آتش زده، خاكسترش را به دريا خواهم افكند. «١» موسى (ع) بار ديگر به كمك برادرش، بساط بتپرستى را برچيد و به معرفى خداوند پرداخت و گفت:
إِنَّمَا إِلهُكُمُ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلهَ إِلَّا هُوَ وَسِعَ كُلَّ شَيْءٍ عِلْماً. (طه: ٩٨)
معبود شما فقط خدايى است كه هيچ معبودى جز او نيست و علم او همه چيز را دربرمىگيرد.
و پس از آن موضوع توبه و بازگشت به سوى خدا را مطرح كرد و مانع نااميدى بنىاسرائيل شد. «٢» سرگردانى چهل ساله پس از پذيرش توبه بنى اسرائيل از جانب خدا، موسى (ع) الواحى را كه حاوى وحى و دستورات الهى بود به بنى اسرائيل عرضه كرد؛ امّا آنان نپذيرفتند تا آنكه خداى سبحان كوه طور را مانند سايهاى بر سرشان قرار داد تا آنان را متوجه اقتدار و عظمت خود نمايد. بار ديگر توبه كردند و با موسى پيمان بستند كه به اوامر الهى پايبند باشند. «٣» اين پيمان نيز پايدار نماند و بنى اسرائيل كه مردمانى بهانهجو، سست ايمان و پيمانشكن بودند، بار ديگر پيمان خويش را شكستند. موسى با ارائه آيات الهى، آنان را به سوى سرزمين مقدس و موعود يعنى شام و بيتالمقدس حركت داد. بنى اسرائيل در ميانه راه مأموريت يافتند كه با مردم ستمگر ساكن در اريحا بجنگند و آن منطقه را فتح كنند. «٤» موسى به دوازده نفر مأموريت داد تا به نزديكى شهر روند و اخبارى از آنجا بياورند.
فرستادگان موسى در آن شهر با مردمانى قوى و نيرومند رو به رو شدند و در بازگشت مشاهدات خود را براى موسى نقل كردند.