تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١٣٢
مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِن رِّجَالِكُمْ وَلكِن رَّسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ وَكَانَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيماً.
(احزاب: ٤٠)
محمد (ص) پدر هيچ يك از مردان شما نبوده و نيست، ولى رسول خدا و خاتم و آخرين پيامبران است و خداوند به هر چيز آگاه است.
منظور از «خاتم» مُهرى است كه بر پايان نامهها مىزنند و نويسنده پس از نوشتن مطالب لازم و مقاصد خود، پايان نوشتارش را مهر مىكند و بدين وسيله ختم آن را اعلام مىدارد.
خداى سبحان نيز كه با جهانيان سخن مىگويد و از راه فرستادن وحى براى هدايت انسانها برنامه دارد، پس از پايان گفتار و كلماتش، سلسله نبوت انبيا را با فرستادن پيامبر اكرم (ص)، ختم و صحيفه رسالت آنان را با وجود مبارك خاتم المرسلين مُهر كرده است، پس هرگز جا براى نبوت و رسالت ديگرى نيست و لذا مىفرمايد كه رسول اكرم (ص)، خاتم پيامبران است. «١» پيامبر اكرم (ص)، خود نيز به خاتميّت خود اشاره كرده و در رواياتى خود را آخرين پيامبران معرفى نموده است. «٢» از جمله در حديث معروف به «منزلت» خطاب به امام على (ع) فرموده است:
انْتَ مِنّى بِمَنْزَلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى الّا انَّهُ لا نَبِىَّ بَعْدى. «٣» تو نسبت به من، به منزله هارون نسبت به موسى هستى، جز اين كه بعد از من پيامبرى نيست.
موضوع مهم ديگر درباره رسالت پيامبر اعظم (ص)، جهانى بودن دعوت آن حضرت است. خداوند، آن حضرت را در ميان قوم عرب مبعوث نمود، اما اين هرگزبه معناى اختصاص دعوت و نبوت آن حضرت به گروه، قوم، ملّت و نژاد خاصى نبود. آيات قرآن كريم نيز در اين زمينه صراحت دارند و با به كار بردن واژههايى چون «الناس» [: مردم] و «عالَمين» [: جهانيان] مىفهمانند كه اين دعوت عمومى و جهانى بوده است؛ چنان كه از نظر عقلى نيز، لازمه ختم نبوت، دعوت جهانى و سراسرى آخرين پيامبر است زيرا خداوند به سبب او، حجت را بر همه بندگان خود تمام مىكند و هيچ گروهى از مردم نمىمانند كه از دعوت وى مستثنا شوند وگرنه حجت بر آنها تمام نخواهد بود. خداوند متعال در آيهاى مىفرمايد: