تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٧٠
قوم لوط پيامبران را تكذيب كردند. هنگامى كه برادرشان لوط به آنان گفت: آيا تقوا پيشه نمىكنيد؟ من براى شما پيامبرى ا تاريخ انبياء ٧٤ دوران صبر و استقامت ص : ٧٤ مين هستم، از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد، من از شما اجر و پاداشى براى رسالتم نمىخواهم. اجر من فقط بر پروردگار عالميان است! آيا از ميان جهانيان به جنس مذكر روى آوردهايد و زنان را كه پروردگارتان براى شما آفريده، رها مىكنيد؟! شما مردم بسيار بدكار و سركشى هستيد. [آن قوم در جواب لوط] گفتند: اگر دست از اين سخنانت برندارى، تو را از شهر بيرون خواهيم كرد. «١» سقوط اخلاقى قوم لوط و عذاب آنان پند و اندرز لوط تأثيرى نكرد و سرانجام پس از سى سال زندگى «٢» ميان مردم از خدا خواست تا عذابش را نازل كند. خداوند جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل را به عنوان مأموران عذاب خود به خانه حضرت ابراهيم (ع) فرستاد تا خبر عذاب قوم لوط را به او برسانند. آن حضرت نگران لوط و ياران مؤمنش بود. به آنان گفت: «لوط در ميان آنهاست!» پاسخ دادند: ما مىدانيم چه كسانى در ميان آنان هستند. مأموران الهى نزد حضرت لوط رفتند. او از مأموريت آنان آگاه نبود. از اينكه قوم بدكردارش به ميهمانانش اهانت كنند، سخت نگران بود. از سويى ديگر، مردم از آمدن جوانانى زيباروى به خانه او آگاه شدند و در مقابل خانه اجتماع كردند. قرآن ماجرا را اينگونه بيان مىفرمايد:
قوم لوط [چون از آمدن ميهمانان به منزل لوط آگاه شدند] با خوشحالى به خانه او آمدند.
[لوط] فرمود: اينان ميهمانان من هستند، آبروى مرا نريزند! از خدا بترسيد و مرا شرمنده نسازيد. قوم جواب دادند: آيا ما تو را از جهانيان نهى نكرديم (و نگفتيم كسى را به ميهمانى نپذير؟) لوط گفت: دختران من حاضرند، اگر مىخواهيد كار صحيحى انجام دهيد [با آنها ازدواج كنيد و از گناه و آلودگى بپرهيزيد!] «٣» حضرت لوط (ع) براى بازداشتن آنان حتى پيشنهاد كرد دخترانش را به ازدواج آنان درآورد؛ امّا آنان دست از خواسته خويش برنداشتند. ميهمانان لوط به او اطمينان دادند كه اين قوم قادر