تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٧١
نيستند به ما آسيبى برسانند و ما فرستادگان خداوند سبحان هستيم و به زودى در صبحگاهان، عذاب الهى بر آنان فرود خواهد آمد. «١» فرشتگان به لوط و يارانش گفتند كه شبانه شهر را ترك كنند و بدين سان، لوط و همراهان او از آن سرزمين بيرون رفتند و مردم بدكردار به سزاى اعمال خود رسيدند و هنگام طلوع آفتاب به بلاى آسمانى دچار شدند. شهرشان زير و رو شد و سنگباران گشت و همگى به هلاكت رسيدند.
قرآن پس از نقل داستان قوم لوط، از آن به عنوان آيتى براى امّتهاى ديگر ياد كرده، مىفرمايد:
إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِلْمُتَوَسِّمِينَ وَإِنَّهَا لَبِسَبِيلٍ مُّقِيمٍ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِّلْمُؤْمِنِينَ. (حجر: ٧٥- ٧٧)
در اين [سرگذشت عبرتانگيز]، نشانههايى است براى هوشياران! و ويرانههاى سرزمين آنان، بر سر راه [كاروانها] همواره ثابت و برقرار است. در اين، نشانهاى است براى مؤمنان! قرآن ماجراى قوم لوط را شرح داده، عادات زشت آنان را يادآور مىشود و مجازات آن قوم منحرف را به عنوان «درس عبرتى» براى آيندگان مىشمارد، برخى ملل به ظاهر متمدن امروز در جهان غرب كه ادعاى اداره جهان و تأمين سعادت بشر را دارند، گرفتار همان انحرافات اخلاقى هستند كه قوم لوط نيز دچار آن بودند؛ عادات زشتى كه حتى حيوانات نيز ميلى بدان ندارند. متأسفانه همجنسبازى، در برخى كشورهاى غربى به طور قانونى مجاز شمرده شده و اين شيوه زشت در واقع بازگشت به دوران جاهليت قوم لوط است. وجود چنين انحرافات اخلاقى و اجتماعى و ارتكاب اقسام خيانتها و جنايتها، بيانگر سقوط و انحطاط جامعه غربى، در عصر حاضر است.
حضرت يوسف (ع)
ماجراى حضرت يوسف (ع) به عنوان «احسن القصص» «٢» (بهترين داستانها) در قرآن، بهطور منسجم و يكپارچه در يك سوره به تفصيل آمده است. در اين داستان، اخلاص در عبوديت و ولايت خداى سبحان در حق بندهاى از بندگان صالحش كه او را در راه محبت و عشق به خويش تربيت كرده و از حضيض ذلت به اوج عزت رسانده، تبلور يافته است.