تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٥٣

اين شتر، مايه آزمايش آنان بود كه با مشاهده قدرت الهى آيا ايمان مى‌آورند يا نه، و آيا كسانى كه ممكن است از فهم دلايل عقلى تا حدى ناتوان باشند، از ديدن اين آيت حسى هدايت مى‌شوند يا نه. «١» البته حضرت صالح (ع) از قومش خواست كه مزاحم شتر نشوند و به آن آسيبى نرسانند و بگذارند تا آب چشمه يك روز در ميان، بين آنان و شتر تقسيم شود. «٢» آن حضرت همچنين به آنان گفت كه اگر به شتر آسيب برسانند، دچار عذاب حتمى خداوند خواهند شد، «٣» ولى قوم صالح به تذكرات آن پيامبر الهى توجه نكردند و مستكبرانه گفتند كه ما به آنچه تو ايمان دارى، كافريم. «٤» پس از آن نيز به توطئه‌چينى پرداختند و ابتدا نقشه قتل صالح و اهلش را كشيدند كه موفق به اجراى آن نشدند و خداوند نقشه‌شان را نقش بر آب ساخت. «٥» آنان سپس به فكر كشتن ناقه افتادند و با آنكه مدتها همگى از شير آن حيوان مى‌خوردند و برايشان مفيد و منشأ بركات بود، آن شتر را كشتند. «٦» البته قاتل شتر، يك نفر بود، امّا چون بقيه نيز آن عمل را تصويب كرده و بدان راضى بودند، خداوند، آن را به همه آنان نسبت داده و فرموده است:
«فكذبوه فعقروها». «٧» حضرت على (ع) نيز به همين مطلب اشاره فرموده و سرّ آن را چنين توضيح داده است:
ايُّهَا النَّاسُ، انَّما يَجْمَعُ النَّاسَ الرِّضا وَالسُّخْطُ وَ انَّما عَقَرَ ناقَةَ ثَمُودَ رَجُلٌ واحِدٌ فَعَمَّهُمُ اللَّهُ بِالْعَذابِ لَمَّا عَمُّوهُ بِالرِّضا «٨» اى مردم! خشنودى و ناخشنودى از كارى پاداش و كيفر را فراگير كند، غير اين نبود كه شتر ثمود را يك مرد پى زد ولى عذاب خدا همه را گرفت؛ زيرا همه به اين كار رضايت داده بودند.