تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٨١
خداى سبحان، ايوب را به دليل توجه پيوسته او به درگاه ربوبى مىستايد و چنين مىفرمايد:
[ ٤٤ ])
ما او را صابر و شكيبا يافتيم، چه نيكو بندهاى است كه همواره به درگاه ما توجه دارد.
صبر و شكر آن حضرت به حدى بود كه وقتى خبر از بين رفتن شتران و ديگر دارايىهايش به او رسيد، در حمد و ستايش الهى گفت:
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اعْطاهُ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذى اخَذَهُ. «١» سپاس خدايى را كه نعمتهايش را عطا كرد و حمد خدايى را كه نعمتهايش را گرفت.
حضرت شعيب (ع)
داستان حضرت شعيب (ع) در پنج سوره قرآن آمده است. «٢» آن حضرت در زمره چهار پيامبر عرب زبانى است كه قرآن از آنان نام برده است. «٣» قرآن كريم از شعيب به احترام ياد مىكند واو را از جمله پيامبرانى مىداند كه براى هدايت قوم خود، زحمات فراوانى كشيد. از مزاياى حضرت شعيب (ع) آن است كه موساى كليم ده سال خدمتگزار وى بوده است.
مردم مدين كه حضرت شعيب به سوى ايشان مبعوث شد. از نظر مادى از امكانات فراوانى برخوردار بودند و همين رفاه، باعث شرك و طغيانگرى آنان شد. خداى متعال براى هدايت آنان، حضرت شعيب را فرستاد و او را برادر آنان ناميد، «٤» چرا كه با ايشان در نژاد، قوميّت و زبان شريك بود.
قوم شعيب سرمست از باده غرور و رفاهزدگى، ربوبيتِ خدا را با آزادى دروغين خود تكذيب كردند و گفتند ما در تصرف اموال و كارهايمان آزاديم، بدين جهت در معاملات خود