تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٨٣
كَذَّبَ أَصْحَابُ الْأَيْكَةِ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قَالَ لَهُمْ شُعَيْبٌ أَلَا تَتَّقُونَ إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَطِيعُونِ. (شعراء: ١٧٦- ١٧٩)
اهل «ايكه» فرستادگان را تكذيب كردند، آنگاه كه شعيب به آنان گفت: آيا [از خدا] پروا نمىكنيد؟ من براى شما فرستادهاى امين هستم. پس از خدا پروا كنيد و از من فرمان بريد.
آن حضرت هر چه بيشتر مردم را به توحيد، معاد، تقوا و صلاح و رستگارى دعوت مىكرد، بيشتر مورد بغض و كينه آنان قرار مىگرفت. قوم مشرك او جز گروهى اندك به آيين اجدادشان يعنى بتپرستى عادت كرده بودند و تلاش شعيب را مقابله با آيين پدران و اجدادشان دانسته، آن حضرت را مورد آزار و اذيت قرار مىدادند. آنان همچنين شعيب را به سحر و دروغگويى متهم مىساختند و به سنگسار نمودن و اخراج از شهر خود تهديد مىكردند. در ميان راه مىنشستند و مؤمنان را آزار مىرساندند و از هدايت مردم ممانعت مىكردند. «١» عذاب قوم شعيب شعيب (ع) در برابر رسالتش اجر و مزدى از آنان نمىخواست. در برابر آزارها و اذيتهايشان نيز صبر مىكرد. او تنها بر خدا توكل كرد و آنان را از عذاب الهى بيم داد؛ اما سودى نبخشيد.
سرانجام عذاب الهى مانند اقوام گذشته بر اين قوم نازل شد. قرآن از عذاب قوم شعيب و اصحاب ايكه به رجفة (زلزله)، عذاب يوم الظّلّة (عذاب روز آتشبار) و صيحه آسمانى تعبير مىنمايد.
خداوند متعال نزول عذاب بر اين قوم را معلول كفر و شرك، تكذيب پيامبران الهى و سركشى در برابر آنان، كمفروشى و فساد در زمين مىداند. خداى حكيم نه تنها اشرار بلكه گروهى از خوبان اين قوم را نيز به خاطر سازشكارى با اشرار مجازات كرد. امام باقر (ع) در اين باره فرمود:
خداوند به شعيب پيغمبر وحى كرد: من صد ه تاريخ انبياء ٨٩ آغاز رسالت ص : ٨٨ زار نفر از قوم تو را عذاب مىكنم؛ چهل هزار نفر از اشرار و شصت هزار نفر از خوبان آنان را. شعيب عرض كرد: پروردگارا! اشرار مستحق عذابند، اما