تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣٠

منظور از كرامت ذاتى، آن دسته از شايستگى‌هاى ذاتى و استعدادهاى طبيعى است كه خداوند انسان را از آنها برخوردار ساخته است، مانند برخوردارى از روح الهى و نيروى عقل و اختيار و اراده‌اى كه در پرتو آنها مى‌تواند درجات عالى كمال را طى كند.
قرآن كريم انسان را موجودى مى‌داند كه خداوند از روح خود در او دميده «١» و او را خليفه و جانشين خود در زمين معرفى كرده است:
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّي جَاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً قَالُوا أتَجْعَلُ فِيهَا مَنْ يُفْسِدُ فِيهَا وَيَسْفِكُ الدِّمَاءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ قَالَ إِنِّي أَعْلَمُ مَا لَا تَعْلَمُونَ. (بقره: ٣٠)
و چون پروردگار تو به فرشتگان گفت: «من در زمين جانشينى خواهم گماشت» و [فرشتگان‌] گفتند:
«آيا در آن كسى را مى‌گمارى كه در آن فساد انگيزد و خونها بريزد؟ و حال آنكه ما با ستايش تو [تو را] تنزيه مى‌كنيم، و به تقديست مى‌پردازيم.» فرمود: «من چيزى مى‌دانم كه شما نمى‌دانيد.» «٢» سجده ملائكه بر انسان نيز به دليل همين شايستگى ذاتى است كه خداوند به او عنايت كرده و اگراز آن شايستگى به گونه‌اى صحيح بهره گيرد، مى‌تواند به مقامى برتر از فرشتگان نائل آيد. اما مقصود از كرامت اكتسابى يا اختيارى آن است كه انسان در پرتو ايمان و عمل صالح مى‌تواند مراحل والاترى از كمال را طى كند و كرامت ذاتى خود را كه در مرحله استعداد است به بروز و ظهور برساند. اين نوع از كرامت، ثمره تلاش و ايثار انسان و معيار ارزشهاى انسانى و ملاك تقرب در پيشگاه الهى است. كرامت ذاتى درباره همه انسانها به طور مساوى وجود دارد، اما در سايه كرامت اكتسابى است كه مقام و منزلت انسانها متفاوت مى‌شود و برخى بر برخى ديگر برترى مى‌يابند. آنچه در دعوت انبياء همواره مورد نظر آنان بوده است، توجه به همين بُعد از كرامت انسان بوده و آنان با اعتقاد و باور به اين نوع از كرامت، همواره در پى هدايت انسانها برآمده‌اند. آنان كوشيده‌اند كه به انسانها يارى رسانند تا بتوانند در اين مسابقه كرامت خواهى نه تنها مغلوب هواى نفس و شيطان نشوند، بلكه به مراتب عالى دست يابند. حديث معروفى از پيامبر اعظم (ص) نقل شده كه فرموده است:
«انّى‌ بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقِ». «٣» اين جمله نشان مى‌دهد كه همه پيامبران در پى همين هدف،