تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٤٩
نسبت نادانى و دروغگويى به هود (ع) دادند «١» و گفتند تو بشرى مانند ما هستى و اگر ما بشرى مثل خود را اطاعت كنيم، زيانكاريم. «٢» حضرت هود (ع) در پاسخ نسبتهاى نارواى آنان، چند مطلب را يادآور شد. ابتدا فرمود كه من خداوند را گواه مىگيرم و شما نيز گواه باشيد كه من از بتها اعلام انزجار كردم. در حقيقت، با اين گواه گرفتن، به آنان گوشزد كرد كه بتها و معبودان دروغين بتپرستان توان كارى را ندارند و هيچ تأثيرى در عالم نمىگذارند. سپس به بتپرستان اعلام كرد كه همه امكانات و نيرويتان را به كار گيريد و عليه من، مكر و دسيسه كنيد و مهلتم نيز ندهيد و بدانيد من نيز از ميدان به در نخواهم رفت؛ زيرا توكل من بر خداست؛ خداوندى كه زمامدار هستى است و همه موجودات تحت ربوبيت اويند. در پايان نيز، آن حضرت به اتمام حجت پرداخت و به آنان يادآور شد كه اگر از دعوت من روى گردانيد، بدانيد كه من رسالت خود را ابلاغ كردم و خداوند شما را از بين مىبرد و قوم ديگرى را جايگزينتان مىكند و شما هيچ ضررى به خداوند نخواهيد زد. «٣» متأسفانه قوم هود، به جاى تأمل در سخنان و پاسخهاى هود (ع) به لجاجت بيشتر پرداختند و گفتند: براى ما تفاوتى نمىكند كه ما را موعظه كنى يا پند و اندرز ندهى، «٤» و نيز گفتند كه اگر تو راست مىگويى عذابى را كه به ما وعده مىدهى، بر ما فرود آر! «٥» سرانجام قوم هود پس از اين مرحله بود كه خداوند متعال به درخواست حضرت هود (ع)، عذاب خويش را بر آن قوم منحرف، كه گمراهى را بر هدايت برگزيده بودند، نازل كرد.
عذاب قوم عاد، كه در آيات متعددى از قرآن با تعبيرهاى گوناگونى بيان شده، «٦» اين بود كه باد سرد و سختى برخاست و بدون آنكه خانههاى آنان را خراب كند؛ جز هود و ياران اندكش، همه را منجمد كرد و به هلاكت رساند.