تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٩٨
علاقه به بتپرستى در دلشان نفوذ كرده، خود را نشان دهد. از اين رو، در مسير حركتشان كه به قومى بتپرست رسيدند، از موسى (ع) خواستند كه براى آنان بتى تهيه كند تا آن را بپرستند. موسى (ع) از اين درخواست جاهلانه سخت برآشفت و به آنها رو كرد و گفت: «شما جمعيت جاهل و بىخبرى هستيد.» پس از آن به آنان تأكيد كرد اينان كه بت مىپرستيدند داراى آيينى پوچ و باطل بوده و اعمالشان سراسر خسران و تباهى و هلاكت است. آن حضرت همچنين نعمتهاى الهى بر بنى اسرائيل را تاريخ انبياء ١٠٣ بنىاسرائيل و آزمونى ديگر ص : ١٠٣ برشمرد و نجات آنان را از فرعونيان ستمگر كه فرزندانشان را مىكشتند و زنانشان را به اسارت مىگرفتند به آنان يادآور شد و گفت: «چگونه غير از خداوند براى شما معبودى بطلبم، در حالى كه خداوند شما را بر جهانيانِ (عصر خودتان) برترى داده است.» «١» حضرت على (ع) نيز در پاسخ فرد يهودى كه گفت: «شما مسلمانان هنوز پيامبرتان را به خاك نسپرده بوديد كه اختلاف كرديد.» همين موضوع درخواست بتپرستى بنىاسرائيل را يادآور شد و فرمود: «ما درباره دستورات و سخنانى كه از پيامبرمان رسيده اختلاف كرديم، نه درباره خود پيامبر و نبوتش [تا چه رسد به الوهيت پروردگار]، ولى شما پايتان از آب دريا خشك نشده بود كه به پيامبرتان گفتيد، براى ما معبودى بساز آنچنان كه اين بتپرستان معبودانى دارند، و او در جواب به شما گفت: شما جمعيتى هستيد كه در جهل غوطهوريد!» «٢» بهانهگيريهاى بيجا كژرويها و سستىهاى بنىاسرائيل يكى پس از ديگرى بروز مىكرد. آنان كه به دست موسى (ع) از چنگ فرعون نجات يافته بودند، به جاى شكر نعمت، به ايراد و اشكال مىپرداختند و به موسى مىگفتند:
موسى! ما را هلاك كردى و كشتى! ما را از شهر و ديار آباد به بيابانى آوردى كه نه آب دارد و نه سايه و نه درخت. «٣»