تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٩٢
موسى پس از نقل ماجرا و بيان هجرتش از مصر، نعمتهاى الهى را در حق خويش يادآور شد كه خداوند به او علم و حكمت آموخته و او را از پيامبران قرار داده است. «١» سپس فرعون را به عذاب الهى تهديد كرد و گفت بر من وحى شده كه عذاب خدا بر كسى فرود مىآيد كه خدا و آياتش را تكذيب كند و از حق رو برگرداند. «٢» فرعون با شنيدن اين سخن، از موسى و هارون پرسيد كه خداى شما كيست؟ موسى از اين فرصت استفاده كرده، به معرفى خداى سبحان پرداخت:
رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى ... الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْداً وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا. (طه: ٥٠ و ٥٣)
پروردگار ما كسى است كه هر چيزى را آفريد، سپس در راه رسيدن به كمالش هدايت كرد ...
همان خدايى كه زمين را آسايشگاهى براى شما قرار داد و در آن راههايى براى [رفت و آمد] شما پديد آورد.
خداى سبحان، در آيات ياد شده، گفتوگوى موسى و فرعون را براى مسلمانان بازمىگويد. موساى كليم، در سوره مباركه شعراء، خداى سبحان را اينگونه معرفى مىكند:
او پروردگار آسمانها و زمين و هر آنچه كه در ميان آنهاست، مىباشد، اگر باور كنيد. او پروردگار شما و پروردگار پدران اوليه شماست. او پروردگار مشرق و مغرب و آنچه در ميان آنهاست، مىباشد، اگر بينديشيد. «٣» حضرت موسى براى بيدار ساختن و هدايت فرعون ابتدا به طور كامل خدا را به او معرفى مىكند و قدرت خداوند را در بازگرداندن موجودات در روز قيامت يادآور مىشود. آنگاه به نعمتهاى الهى اشاره مىكند و او را به استفاده از اين نعمتها و شكرگزارى فرامىخواند.
موسى با بيان اين مطالب به فرعون و اطرافيانش مىفهماند كه او داراى هيچگونه ربوبيّتى در عالم هستى نيست و ربّ مطلق، خداست. فرعون، كه از پاسخگويى به آن حضرت عاجز بود، هر بار به تمسخر و تهديد متوسل مىشد. گاه رو به فرعونيان مىكرد كه آيا شما نمىشنويد؟!