تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٩١

درس يازدهم‌ موسى (ع) و فرعون‌ حضرت موسى (ع) به عنوان سوّمين پيامبر اولوالعزم و صاحب شريعت به همراه برادرش هارون براى نجات بنى اسرائيل از چنگ فرعون روانه مصر شد. خداوند متعال در بيش از بيست سوره قرآن ماجراى موسى و فرعون را به طور اجمال و تفصيل بيان كرده است.
تفصيل اين داستان در سوره‌هاى اعراف، يونس، طه و شعراء آمده است.
مواجهه با فرعون‌ فرعون و پيروانش، كه از «بت‌پرستان» شمرده مى‌شدند، معتقد بودند كه اجزاى مختلف جهان هستى توسط خدايان گوناگون و پراكنده اداره مى‌شوند و هر يك از آنها بر يكى از شئون عالم، ربوبيّت دارند. فرعون با شعار «انَا رَبُّكُمُ الْاعْلى‌» خود را ربّ بزرگ مردم مصر مى‌دانست و از اين رو، با تمام قدرت و با ظلم و ستم بر مردم حكم مى‌راند. خداى سبحان براى نجات مردم مصر موسى (ع) را مبعوث كرد و به او فرمان داد كه همراه برادرش هارون پيامبر به سوى فرعون حركت كند.
موسى و هارون، خود را رسولان الهى معرفى كردند و مأموريت خويش را به اطلاع فرعون رساندند:
أَنْ أَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ. (شعراء: ١٧)
فرزندان اسرائيل را با ما بفرست.
فرعون، موسى را، كه از كودكى نزد خود بزرگ كرده بود، شناخت و اظهار داشت:
آيا تو را در كودكى در ميان خود بزرگ نكرديم و ساليانى از عمرت را در ميان ما نبودى؟ و آن كرده خويش را كردى [و كسى را كشتى‌] در حالى كه تو از ناسپاسان بودى. «١»