تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٥٢

و انسانها توان ارتباط بدون واسطه با او را ندارند و حتماً بايد بتها شفيعان آنان به درگاه خدا باشند. حضرت صالح (ع) اين پندارشان را نفى مى‌كند و مى‌فرمايد كه خداوند به شما بسيار نزديك است و دعا و درخواست شما را مى‌شنود و نيازى به شفاعت بتهاى بيجان ندارد.
لجاجت قوم صالح و ارائه معجزه‌ قوم ثمود در برابر دعوت مستدلّ حضرت صالح (ع)، پاسخى نداشتند و فقط به تكذيب آن حضرت پرداختند و گفتند:
يَا صَالِحُ قَدْ كُنتَ فِينَا مَرْجُوّاً قَبْلَ هذَا أَتَنْهَانَا أَن نَعْبُدَ مَا يَعْبُدُ آبَاؤُنَا وَإِنَّنَا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ مُرِيبٍ. (هود: ٦٢)
اى صالح! تو پيش از اين، مايه اميد ما بودى؛ آيا ما را از پرستش آنچه پدرانمان مى‌پرستيدند، نهى مى‌كنى؟! در حالى كه ما، در مورد آنچه به سوى آن دعوتمان مى‌كنى، در شك و ترديد هستيم.
سخن آنان، اين بود كه اى صالح! ما از تو توقع نداشتيم كه با همه هوش و درايتت عليه قوميّت و سنت ما سخن بگويى. آنان به سنت جاهلى نياكانشان بسيار پايبند بودند و لذا در برابر كسى كه به آن سنت گذشتگان اعتراض مى‌كرد و يا سخنى برخلاف آن بر زبان مى‌راند، به مبارزه برمى‌خاستند. حضرت صالح (ع) براى هدايت آنان و پاسخگويى به كلام باطلشان، به آنان گفت كه برايشان معجزه هم خواهد آورد و آن، همان بيرون آوردن ناقه (: شتر ماده) از دل كوه است. «١» آن حضرت با ارائه اين معجزه، از كارآيى اعجاز در كنار دلايل عقلى بهره برد و در حقيقت از هر دو راه، يعنى بيان استدلال و اقامه برهان و نيز ارائه معجزه كه نشانگر عجز ديگران از انجام مانند آن بود، آنان را به سوى خداوند رهنمون شد. آن حضرت، ناقه را به خداوند نسبت داد و فرمود: «هذه ناقة الله» «٢» (: اين ناقه الهى است) تا به قومش بفهماند كه هر چند همه حيوانات را خداوند خلق كرده، اما در آفرينش اين شتر، وسايطى در كار نبوده و اين شتر، شاهدى بر توحيد و قدرت الهى است.