تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣٤
برابرى همه انسانها در برابر قانون است. آنان انسانها را برادر يكديگر مىدانستند و از نظر حقوق اجتماعى همه را يكسان مىديدند. از نظر آنان، رنگ و نژاد، جنسيّت، طبقات اجتماعى و داشتن مقام و ثروت سبب برترى گروهى بر گروه ديگر نمىشد. معيارها و ملاكهايى كه در نظر اجتماعات زمانشان، ارزش محسوب مىشد، در نظر پيامبران، ارزشى نداشت. آنان تنها ايمان و عمل صالح را ملاك برترى افراد بر هم مىدانستند كه البته آن هم ملاك بهرهورى بيشتر از مواهب مادى و يا سبب امتياز در كسب جايگاه اجتماعى نمىشد، بلكه آن را ملاك برترى انسان نزد خداوند و تقرب به او مىدانستند. از پيامبر اكرم (ص) نقل شده است كه فرمود: «انسانها همچون دانههاى شانه با هم برابرند.» آرى، دنياپرستان و مخالفان انبياء محور شخصيت را اموال و اولاد و ثروت و جاه و شهرت قبيله و فاميل و مانند آن مىدانستند. قرآن كريم مىفرمايد كه مترفان مىگفتند كه ما اموال و اولاد بيشترى داريم و (اين نشانه علاقه خدا به ماست) و ما بدين سبب عذاب نخواهيم شد؛ اما خداوند در پاسخ مىفرمود: اموال و اولاد شما هيچگونه تقربى نزد ما نخواهد آورد. «١» فرعون نيز برترى را در سايه ثروت بيشتر مىدانست و مىگفت: من باور نمىكنم موسى از طرف خدا باشد، زيرا اگر راست مىگويد پس چرا دستبند طلا به او داده نشده است. «٢» در مكتب پيامبران اين گونه امكانات، ملاك برترى انسانها بر يكديگر نبود. در مكتب پيامبران و امامان معصوم (ع)، همه افراد در برابر قانون الهى يكسان بودند و هيچ مصونيتى براى كسى وجود نداشت؛ همچنان كه در تقسيم بيتالمال نيز اصل مساوات و برابرى انسانها رعايت مىشد. حضرت على (ع) به عنوان برجستهترين شاگرد مكتب انبياء، چنان در تقسيم بيتالمال عدالت مىورزيد و سياه و سفيد و عرب و عجم و بنده و مولا را يكسان مىدانست كه بسيارى از مسلمانان تاب تحمل آن عدالت را نداشتند. جالب آنكه حضرت در تقسيم بيتالمال ميان متقيان و غير آنان نيز تفاوتى قائل نمىشد و تصريح مىنمود كه جزاى متقيان در سراى ديگر نزد خداوند محفوظ است، اما در اينجا آنان سهمى اضافهتر ندارند. «٣» همچنين به سبب اعتقاد و باور به اصل مساوات و برابرى انسانها بود كه پيامبران، اجازه تفاخر و فخرفروشى را به كسى نمىدادند. پيامبر اعظم (ص) مىفرمايد: