تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣٣
اقامه شده توسط حضرت ابراهيم (ع) در مقابل نمرود و قومش «١» و دلايل فراوانى است كه پيامبر اكرم (ص) در دعوت به سوى توحيد آورده كه در سراسر قرآن مشهود است. علاوه آنكه، ارائه معجزات از سوى پيامبران خود دليل عقلى جداگانهاى بر ادعاهاى آنان بوده است؛ زيرا از قوم خود مىخواستند كه اگر مىتوانند مانند اين معجزات را بياورند و اگر نمىتوانند دست از مخالفت بيهوده بردارند و تسليم حق شوند.
در آيات فراوانى نيز به اين نكته تصريح شده كه پيامبران در برابر مخالفان خود مىگفتند كه ما از سوى پروردگار، بيّنه و آيت داريم و اين بيّنه، هم دلايل عقلى و هم معجزات آنان را شامل مىشود. «٢» اما پيامبران در برابر تقليد بىدليل و كوركورانه مخالفشان، به نصيحت آنان مىپرداختند و متذكر مىشدند كه اگر پيشينيان آنها بر باطل و گمراهى بودهاند؛ آيا آنان نيز بايد راه گذشتگانشان را بپيمايند؟ متأسفانه سيره تقليد كوركورانه از نياكان، سنّتى شيطانى بود كه به همه اقوام راه يافته بود. خداوند متعال در اين باره پس از اشاره به همين سنت باطل مخالفان پيامبر اكرم (ص)، به بيان قاعدهاى كلى مىپردازد و مىفرمايد:
وَكَذلِكَ مَا أَرْسَلْنَا مِن قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِن نَذِيرٍ إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا وَجَدْنَا آبَاءَنَا عَلَى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلَى آثَارِهِم مُقْتَدُونَ قَالَ أَوَ لَوْ جِئْتُكُم بِأَهْدَى مِمَّا وَجَدْتُّمْ عَلَيْهِ آبَاءَكُم قَالُوا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ كَافِرُونَ.
(زخرف: ٢٣- ٢٤)
و بدينگونه در هيچ شهرى پيش از تو هشدار دهندهاى نفرستاديم مگر آنكه خوشگذرانان گفتند: «ما پدران خود را بر آيينى [و راهى] يافتهايم و ما از پى ايشان راهسپريم.» گفت: «هرچند هدايت كنندهتر از آنچه پدران خود را بر آن يافتهايد براى شما بياورم؟» گفتند:
«ما [نسبت] به آنچه بدان فرستاده شدهايد، كافريم.» و چون پاسخى در برابر سخنان منطقى پيامبران نداشتند، به لجاجت رومىآورند و خواستار قلع و قمع پيامبران مىشدند.
٤. اصل مساوات و برابرى از تعاليم مهمى كه پيامبران بر آن تأكيد داشتند و با كوشش پيگير درصدد اجراى آن در جوامع بودند،