تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٣١
يعنى رساندن انسان به مقام كرامت بودهاند، و پيامبر اكرم (ص) به دليل خاتم پيامبران بودن، در پى تتميم اين كرامت بوده است.
تقوا- كه همه پيامبران مردم را بدان مىخواندند «١»- مايه اصلى كرامت است؛ چنان كه قرآن كريم نيز با كرامتترين افراد نزد خداوند را متقىترين افراد مىداند. بنابراين تلاش پيامبران، رساندن انسان بهمقام كرامتبوده و اين اصلى است كه هيچگاه در دعوت انبياء مورد غفلت قرار نگرفتهاست.
٢. اصل آزادى و اختيار انسان اصل ديگرى كه همواره مورد توجه پيامبران بوده، اصل آزادى و اختيار انسان است. انبياء معتقدند انسان آزاد آفريده شده و بايد خود، راهش را انتخاب كند و به سعادت يا شقاوت رو آورد. اصولًا دعوت انبياء و انذار و تبشير آنان بدون در نظر داشتن حق آزادى عمل و انتخاب راه، توجيه ديگرى ندارد. از سوى ديگر، اگر آزادى و اختيار انسان مطرح نباشد، انجام دادن اعمال نيك، هيچ فضيلتى براى انسان محسوب نمىشود و او شايسته تكريم و قدردانى نمىباشد، چنان كه در صورت ارتكاب اعمال زشت نيز در خور ملامت نخواهد بود. قرآن كريم مهمترين وظيفه پيامبران الهى را ابلاغ و رساندن پيام الهى بر بشر مىداند و مىفرمايد:
... فَهَلْ عَلَى الرُّسُلِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ. (نحل: ٣٥)
و آيا جز ابلاغ آشكار بر پيامبران [وظيفهاى] است؟
و در آيه ديگر تصريح مىكند:
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِراً وَإِمَّا كَفُوراً. (دهر: ٣)
و ما راه را بدو نموديم؛ يا سپاسگزار خواهد بود و يا ناسپاس.
اين كتاب آسمانى، كه بيان كننده سيره و روش همه پيامبران مىباشد، بيان مىدارد كه اصولًا خداوند ايمان اجبارى افراد را نمىخواهد؛ زيرا اگر اينگونه ايمان خواست الهى بود، نيازى به ارسال پيامبران نبود و خداوند، خود، بندگانش را به تسليم وامىداشت:
لَعَلَّكَ بَاخِعٌ نَفْسَكَ أَلَّا يَكُونُوا مُؤْمِنِينَ إِن نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِم مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْنَاقُهُمْ لَهَا