تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ٢٧
خدايا تو مىدانى آنچه انجام داديم نه براى رقابت در قدرت بود، و نه خواستيم مالى بىارزش از دنيا به چنگ آوريم، بلكه خواستيم نشانههاى دين تو را كه دگرگون شده بود بازگردانيم و بلاد تو را اصلاح كنيم، تا بندگان ستمديدهات در امان مانند و آن حدودى كه اجراى آنها معطل مانده بود به كار بسته شود. «١» ٥. تعليم و تزكيه انسان انسان براى رشد و ترقى در سير تكاملى به دو بال نيازمند است: يكى علم و آگاهى از حقايق جهان و معرفت نسبت به مسئوليت خويش و ديگرى تقوا و طهارت نفس و وارستگى از هواهاى نفسانى.
امتياز انسان نسبت به ساير موجودات، بىگمان عقل و انديشه و قدرت تفكر اوست. او با استفاده از عقل و انديشه خود مىتواند ضمن آگاهى يافتن از واقعيتهاى جهان، مسئوليت خود را در نظام هستى بشناسد و در سايه تزكيه و تهذيب نفس و پاك كردن خود از زشتيها و آلودگيها، بدان عمل كند. نه علم به تنهايى براى تكامل انسان كافى است و نه زهد و تقوا. چه عالمان و دانشمندان بزرگى كه به سبب بىتقوايى و بىايمانى، علم خود را در خدمت دشمنان انسانيت به كار گرفتهاند. جمله معروف «بدون تهذيب، حتى علم توحيد هم به درد نمىخورد» از حضرت امام خمينى (رض) بيانگر اين واقعيت است. پيامبران آمدند تا اين دو بال را در اختيار انسان قرار دهند. قرآن كريم اين رسالت مهم را با تعبيرهاى گوناگونى بيان كرده است؛ گاهى از آن با عنوان تزكيه و تعليم كتاب و حكمت ياد مىكند:
هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولًا مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلَالٍ مُبِي تاريخ انبياء ٣٢ ٢. اصل آزادى و اختيار انسان ص : ٣١ نٍ. (جمعه: ٢)
او خداوندى است كه در ميان قومى كه حتى خواندن و نوشتن هم نمىدانستند، پيامبرى را برانگيخت كه بر آنان آيات الهى را تلاوت كند و از زشتيها پاك نمايد و كتاب و حكمت به آنان بياموزد، با آنكه قبل از آن در گمراهى آشكارى به سر مىبردند.