تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١١٣
زكريّا با مشاهده اين صحنه به وجد مىآمد و از خلوص مريم لذت مىبرد. «١» از اين رو، از خداوند سبحان درخواست فرزندى كرد تا مانند مريم داراى كرامت و منزلت باشد:
رَبِّ هَبْ لِي مِن لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ. (آل عمران: ٣٨)
پروردگارا! از نزد خود ذريّه پاكى به من عطا فرما كه تو شنواى دعايى.
خداوند او را به آرزويش رسانيد و در محراب عبادت، بشارت فرزندى به او داد. زكريا به سن پيرى رسيده و همسرش پير و نازا بود. از اين رو شگفتزده شد. «٢» براى آنكه مطمئن شود اين خبر از جانب فرشتگان الهى است، نشانهاى خواست. به او گفتند نشانه اين است كه سه روز قادر به سخن گفتن نخواهد بود و بايد با اشاره سخن بگويد. زكريا سه روز با اشاره، مردم را به تسبيح و عبادت خدا فرا خواند. «٣» بشارت حق تعالى تحقق يافت و «يحيى» متولد شد.
حضرت زكريّا (ع) پس از عمرى تلاش براى هدايت مردم، به دست بنى اسرائيل به شهادت رسيد. «٤» حضرت يحيى (ع)
يحيى (ع) به طور معجزهآسا از پدرى پير و مادرى نازا متولد شد. خداوند متعال در آيات فراوان او را مىستايد و در سوره آل عمران به زكريا چنين بشارت مىدهد:
فرشتگان او را ندا دادند، در حالى كه در محراب عبادت، به نماز ايستاده بود كه خدا تو را به يحيى بشارت داد، (فرزندى كه) به كلمهاى از خدا (حضرت عيسى) گواهى مىدهد و بزرگوار و خويشتندار [: پرهيزنده از زنان] و پيامبرى از صالحان است. «٥» يحيى، همزمان با حضرت عيسى (ع) مىزيست و در كودكى و در گهواره به پاكى و