تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١١٢
أَن لَّا إِلهَ إِلَّا أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّي كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ. (انبياء: ٨٧)
پروردگارا! هيچ معبودى غير از تو نيست، منزهى تو، به يقين من از ستمكاران بودم.
خداوند متعال، توبه يونس را پذيرفت و او را از شكم نهنگ نجات داد:
فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذلِكَ نُنْجِي الْمُؤْمِنِينَ. (انبياء: ٨٨)
پس ما او را اجابت كرديم و از تنگنا نجاتش داديم و ما اينگونه مؤمنان را نجات مىدهيم.
نهنگ امانت خود را به ساحل انداخت. يونس به سختى نحيف و رنجور شده بود. در سايه درخت كدويى، كه خداى سبحان براى او رويانيد، استراحت كرد و پس از بازگشت سلامت به سوى قوم خويش رفت. مردم نيز دعوت او را پذيرفتند.
روشن است كه مقام و منزلت پيامبران بالاتر از آن است كه به گناه و خطا و اشتباه آلوده شوند. مواردى كه قرآن درباره برخى از آنان نقل كرده، تنها «ترك اولى» است، بدين معنا كه اگر آن كار را انجام نمىدادند، بهتر بود.
حضرت زكريّا (ع)
قرآن كريم در چند سوره از حضرت زكريا (ع) نام مىبرد و به گوشههايى از شخصيت آن حضرت اشاره مىكند. «١» زكريا (ع) از پيامبران بنى اسرائيل و از فرزندان هارون است.
ماجرايى كه قرآن در سوره مريم و آل عمران درباره آن حضرت نقل كرده، ماجراى درخواست فرزند و اجابت اين خواسته از جانب خداست. ناراحتى و اندوه زكريا از فقدان فرزندى بود كه وارث او و آل يعقوب باشد و راهش را ادامه دهد. «٢» حضرت زكريّا، كه همسرش خاله حضرت مريم بود، به قيد قرعه سرپرستى او را برعهده گرفته بود هرگاه نزد مريم در محراب عبادتش مىآمد، خوردنيهايى مىيافت. مىپرسيد اين خوردنيها از كجاست؟ مريم پاسخ مىداد:
از جانب خداست، خ تاريخ انبياء ١١٧ تولد عيسى، معجزه الهى ص : ١١٥ داوند بدون حساب به هر كس بخواهد روزى مىدهد. «٣»