تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١١١
حضرت سليمان (ع) هنگام قبض روح در حالى كه به عصايش تكيه زده بود، به لقاى حق پيوست، به طورى كه اطرافيان او از وفاتش آگاه نبودند، تا آنكه موريانهاى عصا را خورد و با شكستن عصا، سليمان به زمين افتاد و بدين ترتيب، مردم از رحلت او آگاه شدند. «١» حضرت يونس (ع)
بنابر آيات قرآنى، خداوند متعال، حضرت يونس (ع) را از مؤمنان و صالحان خوانده «٢» و بندهاى خالص شمرده است. «٣» همچنين او را در زمره پيامبران قرار داده و بر عالميان برترى داده و به صراط مستقيم هدايت فرموده است. «٤» حضرت يونس براى هدايت قومى برانگيخته شد كه بيش از صدهزار نفر بودند؛ اما او را تكذيب كردند و دعوتش را اجابت نكردند. يونس آنان را به عذاب الهى تهديد كرد و هنگام فرا رسيدن عذاب، از شهر خارج شد. قوم يونس با مشاهده علايم عذاب الهى، از كرده خويش پشيمان شدند و به درگاه خدا توبه كردند. بدين ترتيب، عذاب از آنان برداشته شد.
قوم يونس، تنها قومى بود كه به واسطه توبه، عذابى كه نشانههاى آن آغاز شده بود از آنان برداشته شد. يونس با شنيدن اين خبر غمگين گشت و به سفر خود ادامه داد و به ميان قوم بازنگشت. سوار بر كشتى پرجمعيتى شد و رفت. در ميانه راه، نهنگى راه را بر كشتى بست.
سرنشينان كشتى قرعه انداختند تا يك نفر را به دريا اندازند و نهنگ را مشغول سازند و كشتى را نجات دهند. قرعه به نام يونس اصابت كرد. او را به دريا افكندند و نهنگ، يونس را بلعيد و كشتى نجات يافت.
خداى سبحان پيامبرش را در شكم نهنگ حفظ كرد. يونس دريافت كه اين، بلا و آزمايشى از جانب خداست تا بدين وسيله او را براى رفتارش با قوم مؤاخذه كند. از اين رو در تاريكى فرياد استغاثهاش برخاست: