تاريخ انبياء

تاريخ انبياء - ورعی و فرقانی - الصفحة ١٠٨

حضرت سليمان (ع)
قرآن كريم در چندين سوره نام حضرت سليمان (ع) را آورده و تنها به فرازهايى از زندگى آن حضرت اشاره نموده است. «١» حضرت سليمان (ع) در نوجوانى به نبوت رسيد. گروهى از مردم كه نمى‌توانستند نبوت نوجوانى را بپذيرند، به داوود اعتراض كردند كه افراد با تجربه‌تر و بزرگ‌تر در ميان ما وجود دارند. داوود براى نشان دادن علم و فضيلت فرزندش، داورى در دعوايى را به او واگذار كر تاريخ انبياء ١١٢ حضرت زكريا(ع)
ص : ١١٢ د.
امام صادق (ع) در اين باره مى‌فرمايد:
دو تن كه درباره گوسفند و زمين زراعتى خود اختلاف داشتند، نزد داوود آمدند. داوود آنان را به سليمان ارجاع داد. سليمان به صاحب زمين گفت: گوسفند چه زمانى وارد زمين تو شد و زراعتش را از بين برد؟ وى گفت: شب هنگام. سليمان رو به صاحب گوسفند كرد و گفت: يك سال منافع گوسفند تو مثل بره‌ها و پشم و ساير منافعش از آن اوست. پس از اين داورى حكيمانه، داوود به سليمان فرمود: چرا گوسفند را به صاحب زمين ندادى [و فقط منافعش را به او واگذار كردى‌]، چنان كه علماى بنى اسرائيل اين گونه حكم مى‌كنند؟ گفت: گوسفند، تنها زراعت زمين او را از بين برده و ريشه زراعت را نابود نكرده [و صاحب زمين را يك سال از منافع آن محروم كرده‌] و زمين در سال آينده، دوباره قابل استفاده است. «٢» خداوند سبحان نيز حكم سليمان را تأييد كرد و وى را ستود. «٣» نعمتهايى كه به سليمان عطا شد، از او پيامبرى دلسوز و حاكمى قدرتمند ساخت كه در راه ترويج دين خدا و هدايت مردم تلاش مى‌كرد. خداى سبحان او را بنده، بسيار توبه كننده و از پيامبران راه يافته خوانده و به او حكمت و فرزانگى و آگاهى از منطق پرندگان، نبوّت، سلطنت، علم قضاوت، تسخير باد و جنّيان و فرشتگان عنايت فرموده است. سليمان، پس از آزمايشى از سوى خدا، به سوى پروردگار انابه كرد و گفت: