سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
توديع عبداللّه بن رواحه در جريان مشايعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و عدّهاى از مسلمانان از سپاهيان اسلام، مشايعت كنندگان سربازان اسلام را وداع كرده و به آنان گفتند:
«دَفَعَ اللَّهُ عَنْكُمْ وَرَدَّكُمْ سالِمينَ غانِمينَ» خداوند شمار را حمايت كند وبه خواست خداوند صحيح وسالم و با غنايم جنگى باز گرديد.
در اينجاعبداللّه بن رواحه كه معاون دوّم فرمانده لشكر بود، اين اشعار را خواند:
«لكِنَّنى أَسْأَلُ الَّرحْمنَ مَغْفِرَةً وَضَرْبَةً ذاتَ فَرْغٍ تَقْذِفُ الزَّبَدا حَتَّى يُقالَ إِذا مَرُّوا عَلى جَدَثىِ أَرْشَدَهُ اللَّهُ مِنْ غازٍ وَقَدْ رَشَداً» «١» «من از خداوند آمرزش را مىطلبم، و ضربت شكنندهاى كه كفهاى خون از آن بيرون ريزد و اين كه هنگام عبور مردم از كنار قبر من، مرا دعا كنيد و بگويند خدا او را سعادتمند گرداند.» اين جملات از عبداللّه بن رواحه نمايانگر قدرت ايمان و شجاعت و عشق فراوان او به شهادت است. در اين حال ديدند كه اين فرمانده شجاع مىگريد و در پاسخ كسانى كه علّت گريه را مىپرسيدند، گفت:
«من هرگز علاقه اى به دنيا ندارم وبه خاطر جداشدن از دنيا گريه نمىكنم، علت گريه من اين است كه از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله اين آيه را شنيدهام كه فرمود:
«وَإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيّاً» «٢»