سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٨٥
در امنيت و عدالت زندگى كنند و با شركت نكردن در جنگ بر ضد دشمنانشان و گوش ندادن به فرمان رهبرى خواهند توانست در عزّت و شرف باقى بمانند.
در اين مواقع بر سران بيدار دل جامعه فرض است تابا سخنان تكان دهنده و حركت آفرين خود مردم را براى نبرد با دشمن تشويق و آماده كنند از اين رو است كه مى بينيم ابو ايوب انصارى كه دردِ دين دارد به هنگام سستى افراد براى رفتن به جنگ، سخنان آتشينى راخطاب براى آنان ايراد مى كند.
«همانا امير المؤمنين- كه خداى بزرگش دارد- مطلب را به گوش آن كسى كه شنوايى دارد و قلب سليم، رسانيد. به درستيكه خداوند شما را به وسيله امير المؤمنين (ع) گرامى داشت و كرامت بخشيد، كرامتى كه شما آنچنان كه سزاوار است آن را نپذيرفتند، هنگامى كه پسر عم پيامبر و بهترين مسلمانها وسرور ايشان بعد از رسول خدا در ميان شما فرود آمد و رهبرى شما را به عهده گرفت، او كه دين رابه شما آموزش مى دهد و شما را به جهاد با دشمنان فرا مى خواند.
سوگند به خدا مثل اينكه شنوايى نداريد و بر دلهايتان مهر زده شده كه جواب نمى دهيد.! بندگان خدا آيا ستم و دشمنى ديروز بر شما نگذشت كه همه اسلام و شما رافرا گرفته بود پس چه بسا صاحب حقّى كه محروم بود و آبرويش بر باد رفته و بر گرده اش شلاق و بر صورتش سيلى نواخته مى شد. پس چون امام آمد حق را آشكار نمود، عدل را گسترانيد و به كتاب خدا عمل كرد، پس اين نعمت خدا راشكر گزار باشيد و خطاكارانه پشت نكنيد. شمشيرها را تيز كنيد وسائل جنگى را فراهم نمائيد و آماده جهاد باشيد پس هر گاه فرمان داده شد اطاعت كنيد تا