سرداران صدر اسلام(ج2) - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٨
آن همه ستودى و گفتى حق اورا غضب كردند كيست؟
گفت: من مقدادم و آن مرد على عليه السلام است.
گفتم: آيا قيام نمى كنى تا تو را كمك كنم.
گفت: اى پسر برادرم، با يك مرد و دو مرد كارى ساخته نيست.
پس از اين گفتگو از مسجد بيرون آمدم، با ابوذر ملاقات كردم و آنچه ديده و شنيده بودم براى ابوذر گفتم.
ابوذر گفت: «برادرم مقداد راست مى گويد».
بعد نزد عبدالله بن مسعود آمده جريان را برايش شرح دادم، گفت:
«خبر يافته ايم (توسط پيامبر اكرم (ص)) كه به اين هدف نمىرسيم. «١» شركت در جنگهاى «حمص» و «مصر» در دوران خلافت عُمَر، مقداد به اجازه امام على عليه السلام و براى حفظ اسلام در برابر خطرات دشمن خارجى در دو جنگ بزرگ «حمص» و «مصر» شركت جست.
در نبرد حمص كه در سال ١٥ هجرى براى فتح اين شهر صورت گرفت مقداد را ديدند كه عازم اين جنگ بود عدهاى گويا به علت سن زياد مقداد به او گفتند: «خداوند تو را از جنگ معذور داشته است».
مقداد كه ارزش جهاد در راه خدا را مى دانست در پاسخ آنان گفت:
«اما قرآن ما را در سوره توبه معذور ندانسته و مى فرمايد: براى نبرد با كفار، سبكبال و مجهز حركت كنيد.» سپاه اسلام حركت كرد و شهر حمص رابه محاصره شديدى درآوردند تا آنكه آنان خواستار صلح شدند مسلمانان نيز پس از صلح و تعيين خراج (ماليات) و